X
تبلیغات
دانشگاه علمی کاربردی سوره اهواز

دانشگاه علمی کاربردی سوره اهواز
خاطرات دانشجویان دختر و پسر دانشگاه سوره اهواز 
مایل نیستم به خاطر این نگرانی‌ها از لذت نوشتن و ساختن فیلم و حضور در کنار دوربین صرف نظر کنم، همیشه بلافاصله بعد از چنین اتفاقاتی بی‌معطلی کار بعدی را شروع کرده‌ام

اصغر فرهادی پس از مدت‌ها دوری از فضای رسانه‌ای ایران در گفت‌وگویی مقصل دیدگاه‌هایش درباره مراسم اسکار، فیلم آرگو، شرایط سینمای ایران و نیز اداعای شمقدری درباره لابی با آکادمی اسکار برای موفقیت «جدایی نادر از سیمین» صحبت کرد.

به گزارش مجله مهر، پس از برگزاری اسکار 2013، بار دیگر نام اصغرفرهادی و اسکارش در رسانه‌های ایران می‌چرخد. این نخستین گفتگوی فرهادی با رسانه‌ی ایرانی پس از مدت‌هاست. متن کامل این مصاحبه با روزنامه بهار را در ادامه می‌خوانید:

آیا در مراسم اسکار امسال حضور داشتید؟


برای مراسم دعوت شده بودم که به دلیل همزمانی با مراحل تدوین فیلم جدیدم نتوانستم حضور داشته باشم.

شما اکنون عضوی از اعضای آکادمی اسکار هستید، تجربه‌ای که برای ایرانی‌ها ناشناخته است، آیا امکان دارد درباره روند این اتفاق بگویید؟ از فرستادن فیلم‌ها تا برگه‌های رای خودتان برای اکادمی یا قبل و بعد از آن.

پس از دعوت برای پیوستن به آکادمی، در تمام طول سال در جریان اتفاقات، زمان و مکان اکران فیلم‌ها، گردهمایی مربوطه و هر آنچه به این روند مربوط است قرار می‌گرفتم. فیلم‌هایی را که قصد ورود به این رقابت دارند علاوه بر اکران عمومی در اکران‌های خصوصی که برای اعضای آکادمی ترتیب داده می‌شوند به نمایش درمی‌آیند. معمولا این اکران‌ها توسط پخش‌کننده‌های فیلم‌ها و با تبلیغات گسترده کمپین‌های تبلیغاتی و اغلب با حضور دست‌اندرکاران آن فیلم‌ها فرصت تماشای آثار را برای همه اعضا فراهم می‌آورد. اعضایی که خارج از آمریکا اقامت دارند به طور مرتب دی‌وی‌دی‌های فیلم‌ها را به همراه تبلیغات و اطلاعات کامل از طرف پخش‌کننده‌ها دریافت می‌کنند. این‌گونه نیست که پخش‌کننده هر فیلمی را برای رای‌گیری در همه رشته‌ها به اعضای آکادمی ارسال کند، آن‌ها با گروه‌های مشاور پیش از ارسال و اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گیرند که فیلمشان را برای داوری در چه رشته‌هایی به اعضای آکادمی معرفی کنند، این کار تخصصی و پیچیده است.

گاهی فیلمی به دست اعضا می‌رسد که پخش‌کننده درخواست کرده است فقط در رشته‌های بهترین بازیگری یا بهترین فیلمبرداری مورد داوری قرار بگیرند. پس شما به عنوان یک عضو طبق اطلاعات دریافتی مطلعید هر فیلم از سوی صاحبانش در چه رشته‌هایی مایل به داوری شدن است. اعضای آکادمی بسته به این‌که تحت چه عنوانی به عضویت درآمده‌اند می‌توانند رای بدهند. نحوه رای دادن امسال به صورت اینترنتی بود، هر عضو آکادمی صاحب یک شناسه و یک رمز عبور است که با استفاده از آن از طریق اینترنت رای خود را ارسال می‌کند. مهلت رای‌گیری نیز قابل تمدید نیست.

آکادمی اسکار و پخش‌کننده‌ها با خبررسانی خود همه تلاش‌شان این است که همه اعضا به سهولت بتوانند فیلم‌ها را روی پرده سینما تماشا کنند، هرچند دی‌وی‌دی همه فیلم‌ها نیز در دسترس قرار می‌گیرد. در رشته بهترین فیلم خارجی تاکید بر این است که فیلم در سینما دیده شود و نه به صورت دی‌وی‌دی، هرچند ممکن است بعضی اعضا این شرط را رعایت نکنند. در رشته بهترین فیلمنامه هم اعضای رای‌دهنده الزام دارند که فیلمنامه مکتوب را دریافت و مطالعه کنند. تماشای یک فیلم برای داوری در مورد فیلمنامه آن کافی نیست، به همین دلیل برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» شرکت پخش‌کننده فیلمنامه ترجمه شده را به تعداد اعضایی که باید در این رشته داوری می‌کردند ارسال کرد.

«مایک لی» کارگردان انگلیسی تعریف می‌کرد فیلمی ساخته بود که پخش‌کننده تشخیص داده بود در رشته بهترین فیلمنامه می‌تواند شانس داشته باشد و از او خواسته بود به سرعت فیلمنامه را برای تکثیر و ارسال، به اعضای آکادمی برای او بفرستد. «مایک لی» که فیلمش حاصل تمرین‌های چندماهه با بازیگرانش بود، ناچار شده بود از روی فیلم آماده شده‌اش فیلمنامه‌ای بنویسد، او می‌گفت تجربه عجیبی بود که فیلمنامه فیلم را بعد از ساخته شدنش بنویسد.

طبق گفته‌های شما به نظر می‌آید نقش پخش‌کننده‌ها اهمیت زیادی دارد.

به جز فیلم‌های کوتاه و مستند که خود آکادمی دی‌وی‌دی‌های آن را برای اعضا می‌فرستد، امکان تماشای فیلم‌های بلند را پخش‌کننده‌ها فراهم می‌کنند و اینجاست که نقش پخش‌کننده فیلم‌ها پررنگ می‌شود. در این مرحله آن‌ها دو وظیفه اصلی دارند، اول فراهم آوردن امکان نمایش فیلم‌ها با سهولت هرچه بیشتر برای چندین‌هزار عضو و دوم ترغیب رای‌دهندگان به رای دادن به فیلم مورد نظرشان. این به معنای واقعی یک رقابت تبلیغاتی بزرگ است.
برای مثال برای فیلم «درباره الی...» پخش‌کننده آمریکا به دلیل ورشکستگی توان مالی فراهم کردن امکان نمایش فیلم را نداشت و هیچکدام از اعضای آکادمی موفق به تماشای فیلم نشدند و اساسا وارد چرخه رقابت نشد یا در مراسم بفتا (BAFTA) که به‌نوعی اسکار انگلستان است، پخش‌کننده انگلیسی فیلم «جدایی نادر از سیمین» (فیلم‌ها می‌توانند در کشورهای مختلف پخش‌کننده‌های مختلف داشته باشند) با این‌که فیلم جزو پنج فیلم کاندیدای بهترین فیلم خارجی بود، به تصور این‌که بسیاری از اعضای آکادمی بفتا فیلم را در اکران عمومی یا حضور در جشنواره‌ها دیده‌اند، نمایش اختصاصی برای آن‌ها فراهم نکرد و در فرستادن دی‌وی‌دی هم تعلل کرد و فیلم نتوانست رای لازم را کسب کند. یادم هست همان شب مراسم بفتا «ویم وندرس» اعتراض زیادی در اين رابطه به پخش‌کننده فیلم کرد.

کدام ویژگی‌ مراسم اسکار را در جهان در چنین جایگاه و موقعیتی قرار داده است؟

ویژگی‌های مختلفی در این رقابت وجود دارد که آن را از دیگر رویدادهای رقابتی سینما جدا می‌کند. مهم‌ترین آن گستره چند‌میلیاردی تماشاگران این مراسم است. حضور در مقابل این تماشاگر چند‌میلیاردی که همزمان در نقاط مختلف دنیا در حال تماشای مراسم هستند ویژگی منحصربه‌فردی است که باعث رقابتی متفاوت از دیگر رقابت‌های سینمایی می‌شود. به همین خاطر در بخش بهترین فیلم خارجی کشورها هزینه زیادی را متقبل می‌شوند تا وارد این رقابت شده و شانس خود را برای جلب توجه چند‌میلیارد مخاطب این مراسم نسبت به کشور و فرهنگشان بیازمایند.

ویژگی دیگر این رقابت تعداد داوران و رای‌دهندگان آن است. هر سال چند‌هزار رای‌دهنده به داوری فیلم‌ها می‌پردازند، برخی به اشتباه تصور می‌کنند که اسکار یک فستیوال است. در فستیوال‌ها داوران که توسط مدیر یا تیم برگزار‌کننده فستیوال انتخاب می‌شوند و تعداد محدود و مشخصی هستند در دوره‌ای چند روزه فیلم‌ها را می‌بینند و در انتها نتیجه‌ها، حاصل تبادل نظرات و بحث و گفت‌وگوی بین آن‌هاست. آن‌ها می‌توانند با صحبت‌ها و تحلیل‌هایشان همدیگر را مجاب کرده و به یک نتیجه جمعی برسند. در اسکار هیچ نشست نهایی و تبادل نظری بین اعضا وجود ندارد و تاثیر رای هر رای‌دهنده به اندازه همان یک رای است که ارسال می‌کند.

به نظر می‌رسد فضای اسکار امسال به آثار سینمای سیاسی معطوف است. بیشتر آثار برتر موضوعات سیاسی دارند. این فضا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


امسال سه فیلم «لینکلن» از استیون اسپیلبرگ، «سی دقیقه بامداد» از کاترین بیگلو و «آرگو» از بن‌ افلک و تا اندازه‌ای «جانگوی رها شده» از تارانتینو داستانشان درباره سیاست است. به‌جای فیلم‌های سیاسی می‌توان گفت فیلم‌هایی درباره سیاست. این فیلم‌ها درباره یک شخصیت سیاسی یا یک ماجرای سیاسی هستند. هیچ کدام از این منظر که ضدیت، نقد یا چالشی با سیستم حاکم داشته باشند، فیلم سیاسی به حساب نمی‌آیند.

حتی فیلم «سی دقیقه بامداد» اگرچه نقد ملایمی به رفتار آمریکایی‌ها در خاورمیانه دارد، اما نهایتا موضوع اصلی‌اش چنین نقدی نیست. به هر حال با حضور این فیلم‌ها که بسیار پرمخاطب و پرحاشیه بوده‌اند، طبیعی است که به نظر بیاید اسکار امسال چنین رنگ و بویی دارد. بد نیست به نکته‌ای اشاره کنم؛ تصور و تحلیلی که عده‌ای از اسکار، هالیوود و سینمای آمریکا دارند، تصوری است برآمده از اطلاعات پراکنده، ناقص و کانالیزه شده.

تصور این‌که همه سینماگران آمریکا چه آن‌ها که در هالیوود و استودیوها مشغولند، چه آن گروه که به‌طور مستقل کار می‌کنند و همین‌طور در مورد چند‌هزار اعضای آکادمی اسکار که بخش اکثریت آن‌ها در ایالت‌های مختلف آمریکا و عده دیگری نیز در نقاط مختلف دنیا ساکنند یک پیکر واحدند و تحت کنترل یک اتاق فکر مخوف که همه هم و غمش برنامه‌ریزی برای تخریب ادیان و فرهنگ‌های ملل دیگر و ترویج یک تفکر یا یک شیوه زندگی است، همان توهمی است که سال‌ها است در بسیاری زمینه‌ها گریبان ما را گرفته. این بدان معنا نیست که همه چندهزار اعضای آکادمی دغدغه‌شان تنهاوتنها هنر و سینماست و بی‌هیچ پیش‌داوری، بی‌واسطه از منظر سینما با فیلم‌ها روبه‌رو می‌شوند.

قطعا بین این چندهزار نفر مثل هرکجای دنیا تعدادی هم هستند که در داوری‌هایشان تعصبات ایدئولوژیک، سلیقه‌های سیاسی یا منافع گروهی خود را دخیل می‌کنند. همچنین تعدادی هم متاثر از کمپین‌های تبلیغاتی فیلم‌ها داوری می‌کنند، اما این‌که همه اعضا چشم‌بسته و گوش به فرمان منتظر دستورالعمل اتاق فکری در پشت پرده هستند تا به آن‌ها در انتخاب‌هایشان سمت و سو بدهند یک شوخی است. یکی از کارگردان‌های آمریکایی درباره این تصور می‌گفت اگر کسانی که این تحلیل را دارند باخبر بودند چه میزان اختلاف سلیقه بین اهالی سینما و کمپانی‌های فیلمسازی وجود دارد، هیچ‌گاه به چنین نتیجه‌ای نمی‌رسند.

«آرگو» فیلمی است که امسال در اسکار و قبل از آن در محافل سینمایی مورد توجه قرار گرفته است که درباره ایران است، نظر شما درباره این فیلم چیست؟


فیلم متوسطی است که از نظر سینمایی به‌زودی فراموش خواهد شد اما تصویری که فیلم از مردم ایران می‌دهد در ذهن‌ها می‌ماند و این نکته‌ای است تلخ و تاسف‌انگیز. علت مورد توجه قرار گرفتنش در بعضی رویدادهای سینمایی پیش از اسکار و همچنین کاندیدا شدندش در برخی رشته‌ها چند دلیل روشن دارد. مهمتر از همه این‌که فیلم بسیار پرفروش بوده و به لحاظ صنعتی یک تولید سودآور و موفق به حساب می‌آید. اغلب در انتخاب بهترین فیلم این ویژگی از سوی رای‌دهندگان که بخش قابل توجهی از آنها تهیه‌کنندگان هستند امتیاز بزرگی به حساب می‌آید و در داوری‌شان تاثیرگذار است.

علت پرفروش بودن آن هم ساده است. روایت قهرمان‌پردازانه، استفاده از کلیشه‌های امتحان پس داده، به کار بستن تعلیق‌های سطحی، ارائه تصویر تک‌بعدی، سایه‌گونه و بدون پیچیدگی از ضدقهرمان‌ها باعث شده تماشاگر ساده‌پسند که حوصله به‌کارانداختن چرخ‌دنده‌های ذهن خود را ندارد فیلم را بپسندد و با آن هیجان‌زده شود. هرچند فیلم در خود آمریکا و اروپا از طرف گروه‌های نخبه‌تر چندان مورد توجه قرار نگرفته است.

عدم حضور این فیلم بین نامزدهای بهترین کارگردانی معنا‌دار است؛ پیداست کسانی که در بخش بهترین کارگردان رای می‌دهند (که رای‌دهندگان اغلب کارگردان هستند) اقبال مخاطب عام و پرفروش بودن آن یک امتیاز موثر در رای‌هایشان نبوده است. اما نکته دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، اگر از دید برخی تماشاگران غیرایرانی فیلم جذاب و سرگرم‌کننده به نظر می‌آید نه به‌خاطر ویژگی‌های سینمایی آن، بلکه به خاطر ایده جالبی است که فیلم براساس آن ساخته شده؛ ایده فراری دادن چند کارمند سفارت آمریکا در بحبوحه آن روزگار در پوشش یک گروه فیلمسازی.

آنها که فیلم مورد توجهشان قرار گرفته، بیش از آن‌که خود اثر برایشان جذاب باشد، طراحی این‌گونه نقشه فرار برایشان تازه و هیجان‌انگیز است، در واقع رای‌ها را به همان طراح نقشه فرار باید بدهند تا سازنده این اثر و نکته آخر این‌که از کمپین تبلیغاتی بی‌سابقه‌ای که کمپانی سازنده برای این فیلم شکل داده هم نمی‌توان گذشت. رقابت تبلیغاتی که بین کمپین این فیلم و فیلم «لینکلن» به راه افتاده در تاریخ اسکار بی‌سابقه است. به‌نظر می‌آید یک جنگ تبلیغاتی پرهزینه بین دو کمپانی رقیب شکل گرفته، خوش‌شانسی این فیلم در آن است که سازنده فیلم رقیبش به دفعات در این رقابت حضور داشته و موفقیت کسب کرده است.

حضور اسپیلبرگ روی صحنه و دریافت جایزه بهترین فیلم برای برخی رای‌دهندگان اتفاقی تکراری است و به اندازه حضور یک ستاره به‌عنوان تهیه‌کننده بهترین فیلم روی صحنه هیجان‌انگیز نیست. با این همه امیدوارم وقتی که این مصاحبه خوانده می‌شود، فیلم برجسته «لینکلن» جایزه بهترین فیلم را دریافت کرده باشد.

دریافت جایزه اسکار چه تاثیری بر فیلم‌هایی که همگی پیش از مراسم اکران شده‌اند و تکلیف فروش‌شان روشن است می‌گذارد که بابت آن پخش‌کننده‌ها حاضر به هزینه چند‌میلیون دلاری برای برنده شدن در این رقابتند؟


در سه رشته بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر مرد کسب موفقیت تاثیر چشمگیری در سودآوری فیلم‌ها دارد. این هزینه‌ها در برابر درآمدی که فیلم‌های صاحب اسکار در این سه رشته در فروش‌های دی‌وی‌دی و اکران‌های مجدد دارند ناچیز است. فیلم «The Artist» که سال گذشته به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد، در اکران عمومی‌اش یک‌میلیون و 500هزار تماشاگر در فرانسه داشت، تهیه‌کننده پس از کاندیدا شدن در رشته‌های مختلف در اسکار فیلم را دوباره در فرانسه اکران کرد. این فیلم در اکران مجدد توانست یک‌میلیون و 500 ‌هزار تماشاگر دیگر را به سینماها بکشاند.

حضور یک جمع شش هزار و 500 نفره و یک رای از این تعداد چقدر تاثیرگذار است؟ شاید در یک نگاه کمی و عددی چندان تاثیرگذار به نظر نمی‌رسد، اما شاید از جنبه‌های دیگر موضوع فرق کند. نظر خودتان در این‌باره چیست؟


البته همه این چندهزار نفر برای همه کاندیداها در رشته‌های مختلف رای نمی‌دهند، در هر رشته هم یک رای به اندازه یک رای تاثیرگذار است. اما مجموع این یک رای‌ها می‌تواند نتیجه را منصفانه‌تر کند، من رشته بهترین کارگردانی را برای رای دادن به کاندیداها انتخاب کردم چون به نظرم آمد سلیقه‌ام با کسانی که برای بهترین کارگردانی رای می‌دهند نزدیک‌تر است و رای تاثیرگذارتری می‌توانم داشته باشم.

فیلم‌های منتخب شما در اسکار چه فیلم‌هایی بودند؟ آیا میان نامزدهای اسکار فیلمی هست که شما به آن رای داده باشید؟ شانس آن در برنده شدن چقدر است؟

انتخاب من در رشته بهترین کارگردانی فیلم «لینکلن» است و نظرم درباره بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم خارجی، فیلم «عشق» از هانکه است.

شاید برای شما سخن از برخی نکته‌ها سخت به نظر برسد ولی همه اتفاقاتی که آن شب به شما و گروه «جدایی نادر از سیمین» گذشت برای بسیاری جای سوال دارد، مردم دوست دارند جزییاتی را که این خاطره مشترک را تکمیل می‌کند بدانند.


همه گروه می‌دانستند که ایرانیان بی‌شماری داخل و خارج از کشور تماشاگر این مراسم خواهند بود و انتظاری را که برای کسب این موفقیت از سوی مردم وجود داشت احساس می‌کردند. گروه ساعت سه بعدازظهر به سمت مراسم حرکت کردند، پیش از آن‌که وارد سالن بشویم و مراسم آغاز شود، تبریک‌ها شروع شده بود، در اسکار به هیچ‌عنوان کسی از نتایج تا قبل از اعلام خبردار نمی‌شود، ولی وقتی دیگر رقبای این بخش پیش آمدند و تبریک گفتند برای گروه ما عجیب بود.

از خانم «انیشکا هلند» که برای فیلم «in darkness» کاندیدا شده بود پرسیدم علت این تبریک چیست، او گفت وقتی خود من به عنوان رقیب تو، رأیم را به فیلم «جدایی نادر از سیمین» داده‌ام معلوم است که این فیلم منتخب خواهد بود، بعدها شنیده‌ام او در گردهمایی‌اي که برای تبلیغات فیلمش شکل گرفته بود هم این جمله را که به فیلم «جدایی...» رای خواهد داد، عنوان کرده بود.

همان شب مایکل مور به پخش‌کننده فیلم گفته بود وقتی نام «یک جدایی» را اعلام کردند و همه رقبا در کنار هم از جا بلند شدند، زیباترین تصویر مراسم برایش شکل گرفته است، تصویر احترام همه ملت‌ها به همدیگر.

جایزه اسکار شما از معدود موفقیت‌های این سال‌ها بود که شکل ملی یافت و همه مردم خود را در این شادی شریک می‌دانستند و در واقع هر ایرانی آن را متعلق به خود می‌داند. اما بر شما به‌عنوان کسی که دریافت‌کننده آن بودید در این یک سال چه گذشت؟ چه تغییری در مسیر فیلمسازی شما رخ داده است؟ آیا خوش‌بینانه است که بگوییم روند فیلمسازیتان از نظر حرفه‌ای تضمین شده است؟ شاید شما از دور بتوانید بیشتر در این زمینه بگویید که آیا دریافت اسکار شما توانست تاثیری بر سینمای ایران بگذارد؟

شادی جمعی مردم ایران با طرز فکرهای مختلف و سلایق متفاوت که وجه مشترکشان مهر به وطن و اهمیت آبرو و اعتبار سرزمینشان بود رنگ دیگری به این جایزه داد، این اتفاق مرا صاحب اندوخته‌ای والا و باارزش کرد که همان مهر و محبت مردم بود، اندوخته‌ای که تا پایان عمر قدردان آن خواهم بود. در مسیر فیلمسازی‌ام تغییری ایجاد نشده است.

من فیلمنامه جدیدم را پیش از این اتفاق شروع کرده بودم، با همان سبک و سیاقی که همیشه کارکرده‌ام. احساس نمی‌کنم که چیزی تغییر کرده یا باید تغییر کند، شاید این اتفاق باعث شود که به لحاظ امکانات با دست بازتری بتوانم کار کنم اما این به معنای تغییر در جنس فیلم‌هایی نیست که خواهم ساخت، من در اینجا هم با وجود همه امکانات وسیعی که در اختیار فیلم قرار گرفت همان نوع فیلمی را ساختم که در ایران می‌ساختم. در رابطه با تاثیر این جایزه بر مسیر سینمای ایران برآورد شفافی ندارم، اما معتقدم باعث انگیزه بیشتر در فیلمسازهای جوان و خودباوری در آن‌ها می‌شود.

دریافت جایزه اسکار ترمیم‌بخشی از غرور از دست‌رفته ایرانیان در روزهایی بود که به‌عنوان طالبان جنگ در جهان شناخته شده‌اند، نکته‌ای که شما به آن در مراسم اشاره داشتید و در آن به تغییر فضا کمک کردید. برای نوشتن متن اسکار به این مسئله فکر کرده بودید؟


متاسفانه تصویری که امروز از ایران و ایرانی در افکار عامه مردم کشورهای دیگر شکل گرفته تصویر خوشایندی نیست، هرچند بخشی از نخبگان و اندیشمندان نگاهی واقعی‌تر دارند اما قضاوت غالب همان تصویر عبوس و تک‌بعدی است، در این‌که چه میزان عوامل داخلی و چه مقدار رسانه‌های خارجی در شکل گرفتن این تصویر از مردم ایران سهم داشته‌اند و چه کسانی با رفتارها و کردارهای ناشایست خود زمینه را برای چنین پیش‌داوری‌هایی نزد افکار عمومی دنیا فراهم آوردند، ساعت‌ها می‌توان صحبت کرد، اما به هرحال ایرانی‌ها چه داخل و چه خارج از این‌که با چنین پیش‌داوری‌هایی مورد قضاوت قرار می‌گیرند همواره رنج برده‌اند.

در ماه‌های باقی مانده تا مراسم اسکار کمتر مصاحبه‌ای بود که در آن درباره جنگ پیش رو سوالی به میان نیاید، پیش‌بینی وقوع جنگ بیرون از ایران جدی‌تر بود تا داخل. پاسخم به این سوال مکرر همواره این بود که جنگ خود یک مسئله است نه یک راه‌حل، احساس می‌کردم تصویری که از ایران و ایرانی شکل گرفته زمینه روانی برای وقوع جنگ را در نزد افکار عمومی در بسیاری از کشورها فراهم کرده، تاثیرگذارترین راه شکستن این پیش‌داوری و نگاه به مردم ایران بود. صحبت‌هایی که در مراسم داشتم در این جهت بود.

سال پیش در همین موقع هیجان زیادی همراه ایرانیانی بود که دوستدار فیلم شما بودند، فیلمی که در همین روزها جوایز زیادی را دریافت کرده بود، شما دور از ایران بودید، داخل همان فضایی که زمانی برای سینمای ایران بسیار دور از دسترس به‌نظر می‌رسید. خیلی دوست داشتیم همان زمان‌ها حس و حال شما را بدانیم، الان این امکان فراهم شده است، می‌توانید به نکته‌هایی در این زمینه اشاره کنید؟

طبیعتا خوشحال بودم، مخصوصا وقتی می‌دیدم واکنش‌ها به فیلم در خارج از ایران کم و بیش شبیه همان واکنش‌هایی است که مردم در داخل ایران داشتند، نزدیکی نگاه مردم، منتقدان و فیلمسازان در کشورهای مختلف برایم باارزش بود.

در تمام این سال‌ها سینمای ایران افتخارات خود را بیشتر از جشنواره‌های اروپایی کسب کرده است، اما جایی که تجارت و هنر پیوند خورده است، یعنی اسکار روی خوشش را به سینمای ایران با فیلم «یک جدایی» نشان داد، فکر می‌کنید این مسیر می‌تواند برای سینمای ایران ادامه پیدا کند؟


قطعا، رسیدن فیلم «جدایی نادر از سیمین» به اسکار در ادامه همان مسیری بود که فیلمسازان پیشرو، از قبل از انقلاب آغاز کردند و آرام‌آرام پیش آمدند و راه را تا امروز نسل به نسل با همه فراز و فرودهایش هموار کردند. این مسیر ادامه پیدا خواهد کرد.

شما این‌بار فیلم خود «گذشته» را اتفاقا در جشنواره کن برای نخستین‌بار نشان خواهید داد. به‌عنوان محصولی ایرانی- فرانسوی، - این اتفاق به دلیل کشور سازنده اثر شما رخ داده است یا در واقع برگشت سینمای ایران است به روندی که در طول این سال‌ها شما و کارگردانان دیگر دنبال کرده‌اید؟

حضور «گذشته» در جشنواره کن قطعی نیست. فیلم در مرحله تدوین است و اگر طبق برنامه پیش برود در زمان مقرر آماده شود مثل هر فیلم دیگری حضورش در این فستیوال منوط به انتخاب هیات انتخاب خواهد بود. تصمیم تهیه‌کننده فیلم اکران هرچه زودتر آن است و در صورت حضور در فستیوال کن فرصت تبلیغاتی مناسبی برای اکران فیلم فراهم می‌شود. سینمای ایران هم مانند دیگر کشورها حضورش در رویدادهای بین‌المللی سینمایی با فراز و فرود همراه بوده که کاملا طبیعی است و بسته به فیلم‌هایی است که ساخته می‌شوند. معتقدم سینمای ایران به اندازه کافی از فستیوال‌ها جایزه و تقدیر دریافت کرده و باید از این مرحله گذر کند و وارد مرحله بعدی بشود که جلب مخاطب گسترده‌تر است.

شما جمله مشهوری داشتید که بعد از فیلم «درباره الی» گفته بودید، برای فراموش کردن موفقیت‌ها به سراغ ساخت فیلم بعدی می‌روم و بعد از «جدایی نادر از سیمین» هم این اتفاق افتاد. با توجه به تجربه اسکار و این‌که دریافت اسکار تقریبا سقف آرزوهای یک سینماگر ایرانی می‌تواند باشد، آیا درباره فیلم «گذشته» و واکنش مخاطبان نگران نیستید؟

این سوالی است که بعد از «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» هم پرسیده می‌شد. آن موقع هم نگرانی‌هایی وجود داشت و به من هم منتقل می‌شد، اما مایل نیستم به خاطر این نگرانی‌ها از لذت نوشتن و ساختن فیلم و حضور در کنار دوربین صرف نظر کنم، همیشه بلافاصله بعد از چنین اتفاقاتی بی‌معطلی کار بعدی را شروع کرده‌ام این‌بار خوشبختانه و ناخواسته کار بعدی پیش از دریافت این جوایز آغاز شد، من شهریور ماه سال پیش نوشتن «گذشته» را شروع کردم و درست در هیاهوی این اتفاقات نسخه اول این فیلمنامه آماده شد.

این دغدغه که هر فیلم بتواند کامل‌تر و پخته‌تر از فیلم قبلی باشد، برای خیلی از فیلمسازها وجود دارد اما چاره‌ای نیست، نمی‌توان متوقف ماند، باید جلو رفت و وقت کوتاهی که در اختیار است را تلف نکرد.

آیا امروز به عنوان یک سینماگر جهانی همچنان سینمای ایران را با معیارهای آن در نظر دارید؟

در این فیلم هم به همان شیوه فیلم‌های قبلی‌ام کار کرده‌ام، همیشه این‌گونه نوشته‌ام و این‌گونه ساخته‌ام. مایل نیستم به بهانه تغییر فضا، فیلمساز دیگری شوم.

پس «گذشته» در ایران اکران خواهد شد؟


تلاشم این است که فیلم همزمان با کشورهای دیگر در ایران هم اکران شود.

فیلم بعدی‌تان را در ایران خواهید ساخت یا خارج از ایران؟

ترجیحم این است که فیلم بعدی را در ایران بسازم، داستان اولیه آن هم آماده است که در صورت مهیا شدن شرایط، آن را شروع خواهم کرد، در غیر این صورت مشغول داستان دیگری که بیرون از ایران اتفاق می‌افتد، خواهم شد.

به نظر بسیاری از جوانان ما ایرانی بودن سد راه است، آیا این اتفاق در مقیاسی دیگر برای شما می‌افتد یا نه؟


به هیچ عنوان. ملیت و فرهنگ مانع و سد راه کسی نمی‌تواند باشد. ممکن است شرایط سیاسی، اجتماعی راه را دشوار کند اما این ارتباطی به هویت ملی و فرهنگی ندارد، ما در برخورد با هویت ایرانی خود همواره در یک حرکت پاندولی بین خودشیفتگی و خودباختگی در نوسانیم. گاهی چنان خود را برتر و بزرگ‌تر می‌بینیم که گویی سرنخ همه پیشرفت‌های جهان به گوشه‌ای از تاریخ ما متصل است و جهانیان وامدار تمدن ایرانی ما هستند و هم زمان آنچنان خود را حسرت‌مندانه مرعوب دیگران می‌بینیم که گویی مردمانی هستیم بی‌هیچ گذشته و اندوخته ملی.

انگار دیگران بری از نقص و اشتباه بوده و هستند و هر آنچه پیش از این در این سرزمین رخ داده و رخ می‌دهد غلط بوده و بی‌ثمر، این‌ها دو روی یک سکه‌اند. تحقیر دیگران از سر خودبزرگ‌بینی و ابهت‌بخشی به آن‌ها از سر خود کوچک‌پنداری. استعدادها و توانایی‌های فردی خود را در مقایسه با مردم دیگر کشورها دست‌کم می‌گیریم یا اگر بر آن آگاهی داریم به بهانه شرایط سخت به کار نمی‌بندیم ما مدام در حال مقایسه خودمان با دیگران هستیم. گویی که آن‌ها میزان و مقیاسی هستند بر سنجیدن مقدار موفقیت‌ها و شکست‌هایمان.

محصولی که این خودشیفتگی و خودباختگی سال‌ها است در دامان ما گذاشته، توهم است؛ توهم نسبت به مردمان سرزمین‌های دیگر. شناخت غرب، نه بر مبنای استنتاج‌های رسانه‌های داخلی و بیرونی و پیش‌داوری‌های توهم‌آلود و تعصبات سیاسی، راهی است که دیر یا زود باید طی شود، تا نه با دهان‌های باز مقهور و مسحور آنان بود و نه برای طول تاریخ کینه کپک زده آنان را بر دل خود کشید.

برای کارگردان ایرانی برنده اسکار چه درهایی باز می‌شود که قبلا گشوده نبوده است؟

بستگی دارد که کارگردان منتظر گشایش چه درهایی باشد. اتفاقی که به‌طور معمول برای فیلمسازان در چنین موقعیتی می‌افتد مهیا شدن امکانات موثرتر برای فیلم‌های بعدی، پیشنهاد ساخت فیلم از سوی تهیه‌کنندگان کشورهای مختلف و افزایش تعداد تماشاگران فیلم‌های بعدی‌شان در جهان است.

در این مدت آیا سینمای ایران را دنبال کرده‌اید؟ وضعیت کنونی سینمای ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ افق پیش‌روی سینمای ایران را چگونه می‌بینید؟
در این یک‌سال‌ونیم که به دلیل نوشتن فیلمنامه و ساخت فیلم جدیدم کمتر در ایران بوده‌ام و خیلی از فیلم‌ها را ندیده‌ام. آخرین فیلمی که دیدم «پله آخر» از علی مصفاست که آن را دوست داشتم. در سینمای ایران هرگاه نسیمی از آزادی، هرچند خرد و اندک وزیده است، یکی‌دو سال پس از آن فیلم‌های شاخص و ماندگاری را شاهد بوده‌ایم. متاسفانه با وجود همه استعدادها و توانایی‌ها و خلاقیت‌هایی که بی‌هیچ تعصب و اغراقی از سطح توانایی و داشته‌های سینماگران بسیاری از کشورها برتر است امروز به سختی شاهد فیلم‌های به یادماندنی هستیم. برای قدم برداشتن به سمت ساخت یک اثر درخور و شایسته بیش از هر چیز به «شور» نیاز است.

«شور» همان نیرو و انگیزه است که از امید به بهبود شرایط فردا نسبت به امروز بر می‌آید، خاموش شدن شعله امید، هیجان و شور فیلمسازی را آرام‌آرام راکد و خموده می‌کند. تا زمانی که نگاه به هنر نگاهی ابزاری و کاربردی است در بر همین پاشنه خواهد چرخید. نگاهی که استقلال هنر را باور ندارد و همواره آن را ابزاری در خدمت تبلیغ یا تخریب مقوله‌ای دیگر می‌پندارد، همه پسوندها و پیشوندهایی که در کنار واژه «هنر» قرار می‌گیرند حکایت از این نگاه دارند.

شما در تمام این مدت که از ایران دور بودید اما همواره به اتفاقاتی که در ایران می‌افتاد توجه داشتید چه زلزله آذربایجان، چه بحث‌های قومیتی افغان‌ها در برخی شهرهای ایران و چه برخی از رویدادهای سیاسی. این وجه فعالیت و نگاه شما به جامعه برای ایرانیان کمتر دیده و شنیده شده بود. آیا دوری از وطن این نیاز به همراهی را به وجود می‌آورد یا این دغدغه‌ها برگرفته از نگاه اجتماعی شما بود که در فیلم‌هایتان هم منعکس می‌شد یا دلیل دیگری دارد؟ و ناخودآگاه این مسئولیت را برگردن خود احساس می‌کردید؟

من هم مثل بسیاری از مردم نسبت به سرنوشت کشورم حساسم و برای این حساسیت یک دلیل بیشتر وجود ندارد و آن هم ایرانی بودن است.

مهاجرت که دغدغه‌های این روزهای بسیاری از طبقه متوسط ایرانی است، نکته‌ای که شما در «جدایی نادر از سیمین» هم به آن اشاره کردید و این بار هم به شکل پیشرفته‌تری به آن پرداخته‌اید، چقدر نیازهای جامعه در انتخاب موضوعات شما تاثیر دارد؟

البته فیلم درباره مهاجرت یا مهاجران ایرانی نیست، موضوع کاملا متفاوتی دارد. اما در مورد سوال شما، طبیعتا در محیطی که رشد می‌کنید منبع تغذیه‌تان شرایط پیرامونی شماست و قطعا نیازها، بحران‌ها و رنج‌های اجتماعی که در آن زندگی می‌کنید، شما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند و همواره با شما خواهند بود.

از فضای پشت صحنه فیلم «گذشته» بگویید و همکاری گروه ایرانی و فرانسوی.


فضای بسیار آرام و محترمانه‌ای بود. از همان روزهای اول فیلمبرداری احساس این‌که تعدادی گروه ایرانی و تعدادی دیگر فرانسوی‌ هستند از بین رفت، همه یک گروه بودند، بسیار صمیمی و پر انگیزه. برای من هم مانند همه گروه خاطره زیبایی از آن دوران باقی ماند.

و شاید یک سوال کلیشه‌ای که در ‌‌نهایت آرزوی ما نیز هست فکر می‌کنید با فیلم «گذشته» و داستان تکان‌دهنده‌اش سال دیگر نماینده ایران در اسکار باشید؟

صحبت درباره این موضوع خیلی زود است اما اگر قصد حضور در این رقابت باشد، برای من دلپذیرتر است که فیلم به عنوان نماینده ایران معرفی شود، تهیه‌کننده فیلم هم متعهد شده است. اگرچه هیچ سرمایه‌گذار ایرانی در این فیلم سهیم نیست، اما به درخواست من به عنوان محصول مشترک دو کشور معرفی خواهد شد و تهیه‌کننده متعهد شده در صورت تصمیم معرفی فیلم به اسکار از طرف هر دو کشور اولویت با کشور ایران باشد.

به عنوان آخرین سوال با این‌که می‌دانم شما با حاشیه‌ها میانه‌ای ندارید، با این حال این روز‌ها بحث اسکار بسیار داغ است. پیش‌بینی‌ها در حال انجام است و محافل سینمایی در تب و تاب پیش‌بینی، در ایران هم این فضا وجود دارد. اما به شکلی دیگر سخنان آقای شمقدری در زمینه لابی برای اسکار فیلم «یک جدایی» بسیاری را به واکنش واداشته است. خودتان این حرف‌ها را شنیده‌اید؟ آیا نکته‌ای در این‌باره ندارید؟


قابل پیش‌بینی بود که بعد از آن میزان شادی که مردم، اندیشمندان، سینماگران و فعالان اجتماعی در واکنش به این اتفاق داشتند، حاشیه‌هایی هم ساخته و پرداخته خواهد شد. مشغول فیلم بعدی شدن بهانه خوبی بود برای دور ماندن از این‌گونه حواشی بی‌ارزش.

[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 13:3 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
جوادشمقدری رئیس سازمان سینمایی هفته پیش گفته بود این سازمان پارسال در فرایند اسکار به شکلی لابی‌گری کرد که «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را دریافت کند.


[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 0:41 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
فرارو- آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسامی برندگان امسال جوایز اسکار را اعلام کرد و این آکادمی جایزه بهترین فیلم را به فیلم ضد ایرانی «آرگو» ساخته «بن افلک» اعطاء کرد.

به گزارش فرارو، هشتادوپنجمین مراسم سالانه اعطای جایزه اسکار دیشب در سالن «دالبی تئاتر» لس‌آنجلس برگزار شد که مهمترین اتفاق غیرمنتظره در آن، اعطای جایزه بهترین فیلم به «آرگو» بود.

این مراسم نیز همچون مراسم‌ سال‌های گذشته با حواشی مختلفی برگزار شد که از جمله آنها اعلام برنده اسکار بهترین فیلم توسط «میشل اوباما»، همسر رییس جمهور آمریکا، بود. جایزه‌ای که به فیلم جنجال‌برانگیز و ضد ایرانی «آرگو» اعطاء شد.

«میشل اوباما» که از طریق ویدئو کنفرانس در این مراسم حضور یافته بود، نام فیلم ضد ایرانی «آرگو» را از کاخ سفید در میان جمعی از همراهان به عنوان برنده این دوره از رقابت‌ها اعلام کرد و «جک نیکلسون»، بازیگر کهنه‌کار هالیوود نیز این جایزه را به «بن افلک» اعطاء کرد. در جوایز امسال فیلم «زندگی پی» با 4 جایزه پیشتاز برندگان بود و پس از آن «بینوایان» و «آرگو» با 3 جایزه در رتبه دوم قرار گرفتند. در زیر گزارش کامل تصویری از پشت صحنه اعطاء جوایز اسکار 2013 را می بینید. عکس های منتخب زیر از خبرگزاری‌های فرانسه، اسوشیتدپرس و رویترز انتخاب شده است.

پشت صحنه مراسم اسکار






مراسم اعطاء جوایز اسکار 2013







جک نیکلسون جایزه بهترین فیلم را به بن افلک اهدا کرد.



در بخش بهترین بازیگر نقش اصلی مرد، «دانیل دی لوئیس» برای فیلم «لینکلن» جایزه اسکار را کسب کرد.


در بخش بهترین مستند بلند، «به دنبال مرد شکری» ساخته «مالیک بنجلول» بهترین اثر شناخته شد.


در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل زن، «آن هات‌وی» برای فیلم «بینوایان» جایزه اسکار را گرفت.


در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، «کریستوف والتز» برای فیلم «جانگوی آزاده شده» جایزه اسکار را گرفت.


در بخش بهترین کارگردانی، جایزه اسکار به «آنگ لی» برای فیلم «زندگی پی» اعطا شد.





در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی، «عشق» ساخته «میشل هانکه» به عنوان بهترین اثر انتخاب شد.


در بخش بهترین ترانه، جایزه اسکار به «سقوط آسمانی» تعلق گرفت.


در بخش بهترین فیلمنامه اقتباسی، «کریس تروی» برای فیلم «آرگو» جایزه اسکار را دریافت کرد.


جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصلی به «کوئنتین تارانتینو» برای «جانگوی آزاد شده» اعطا شد.

[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 0:39 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
فرارو- ساعاتی پیش مراسم اسکار 2013 با معرفی برندگان برگزار شد و تب و تاب رسانه ها برای پوشش اخبار و تصاویر این مراسم به اوج خود رسید.

به گزارش فرارو به نقل از کافه سینما، در آستانه معرفی برترین های اسکار امسال نشریه لایف، تصاویری تاریخی از ادوار پیشین این مراسم منتشر کرده است. در این تصاویر بازیگران و آرتیست های قدیمی هالیوود در پشت صحنه مراسم دیده می شوند.

در این تصویر پل نیومن منتظر است تا پس از دوریس دی که با یکی از کارگردانان مراسم صحبت می‌کند روی صحنه برود. همین شب بود که همسر پل نیومن، جوان وودوارد جایزه بهترین بازیگری را برای سه چهره ایو دریافت کرد.


کرک داگلاس، برت لنکستر و جک کول آواز تلخ خوب است که نامزد جایزه نشدیم را می‌خوانند. این آواز چندین و چند بار دیگر نیز اجرا شده است.


تنها چند ماه پس از نمایش فیلم کلاسیک هیچکاک، سرگیجه، جیمی استوارت که به طور مشترک اجرای مراسم سال ۱۹۵۸ را بر عهده دارد دوباره روی صحنه دیده می‌شود.


شرلی مک لین و جنت لی آوازی را در سالن آر کی او که از ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۹ میزبان مراسما اکادمی بود تمرین می‌کنند.


دوریس دی و کلارک گیبل برای اعلام برنده بهترین فیلمنامه آماده می‌شوند.


دبی رینولدز شانس خودش را با آهنگ تامی از کمدی رومانتیک تامی و مرد مجرد امتحان می‌کند.


کلارک گیبل سال‌های سال با عنوان «سلطان هالیوود» شناخته می‌شود که در این تصویر در حال گفتگو با نوازندگان در هنگام استراحت دیده می‌شود.


کلارک گیبل و برت لنکستر از جایگاه تماشاچیان، سن را بررسی می‌کنند. روز بعد از مراسم اسکار، در ۲۷ مارس ۱۹۵۸، فیلم جنگی مشترک‌شان به نمایش در آمد.


باب هوپ که در طول دوران حرفه‌ای طولانی مدتش توانست ۱۹ بار مجری مراسم اسکار باشد در این تصویر می‌خواهد چیزی را که به لباس بتی گربل چسبیده جدا کند. شرلی جونز که به خاطر موزیکال اوکلاهما! شهرت دارد همراه با اسطوره مترو گلدوین مه‌یر، ون جانسون بالای سن ایستاده‌اند.


در این تصویر باب هوپ هنگام استراحت در مراسم سال ۱۹۵۸ دیده می‌شود. به گفته عکاس، هوپ در آن سال، کلارک گیبل و کری گرانت را که تازه از سفر مسکو برگشته بودند را با شوخی‌های روسی حسابی دست انداخته بود.


راس تامبلین (وسط تصویر) که در ۲۳ سالگی برای پیتون پلیس نامزد دریافت جایزه نقش مکمل شده همراه با گروهی از بازیگران جوان گمنام ایستاده است. راک هودسن و می وست گوشه سمت راست تصویر دیده می‌شوند. اما سه سال بعد راس تامبلین به خاطر ایفای نقش در داستان وست ساید مشهورتر می‌شود.


ردیف بالا: شرلی جونز، ون جانسون، می وست، راک هودسن و زوج رقص، مارج و گوور چمپیون

ردیف پایین: جنت لی، روندا فلمینگ، باب هوپ و شرلی مک‌لین


شرلی مک‌لین آخرین هماهنگی‌ها را با ارکستر انجام می‌دهد.


شرلی مک‌لین در این تصویر آرایش خاص موهایش را که به او کمک کرد در دهه‌های پنجاه و شصت، لقب مهره شانس گروه مشهور رت پک را به دست بیاورد نشان می‌دهد.


سا سا گابور با گردنبند مروارید و لباس‌های خز به سالن اجرای اسکار ۱۹۵۸ وارد می‌شود.

[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 0:12 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
حمید فرخ‌نژاد، بازیگر برگزیده جشنواره سی‌ویک فیلم فجر به عنوان سفیر حُسن‌نیت بنیاد بیماری‌های نادر معرفی شد.

در برنامه‌ای که صبح دیروز (دوشنبه ۳۰ بهمن ماه) در محل این بنیاد برگزار شد، حمید فرخ‌نژاد در سخنانی با اشاره به نحوه آشنایی‌اش با بنیاد بیماری‌های نادر گفت: حدود دو ماه پیش از طریق پیمان قاسم‌خانی در جریان مشکل دو کودک قرار گرفتم و به اتفاق آن‌ها به بنیاد بیماری‌های خاص مراجعه کردیم، اما بیماری آن‌ها از چارت آن بنیاد خارج بود.

وی ادامه داد: در نهایت متوجه شدیم باید به بنیاد بیماری‌های نادر برویم و همزمان از این بنیاد با من تماس گرفته شد و بدون اینکه در جریان این موضوع باشند، از من دعوت کردند تا به عنوان سفیر حُسن‌نیت همکاری کنم و برایم جالب بود مرکزی که ما به دنبالش بودیم، اکنون خودشان تماس گرفته‌اند و چنین درخواستی دادند.

بازیگر برگزیده‌ی جشنواره سی‌ویکم فیلم فجر خاطرنشان کرد: خوشحالم در این عصر و دنیا آدم‌هایی هستند که خارج از بده‌بستان‌های دولتی با همت خود و مردم کار به این بزرگی انجام می‌دهند و وظیفه‌ی خود دیدم در این بنیاد نقشی داشته باشم.


فرخ‌نژاد با اشاره به ویژگی‌های بنیاد بیماری‌های نادر گفت: اینجا مستقیما پولی از کسی دریافت نمی‌شود، بلکه بیمار به خیّر معرفی می‌شود تا مخارج درمان را متقبل شوند که این حرکت زیبایی است و شائبه‌ای را پیش نمی‌آورد.

وی خطاب به سایر بازیگران و ورزشکاران اظهار کرد: از همه همکاران و دوستانم که همیشه در شرایط سخت کنار مردم بودند و به واسطه اعتبارشان،‌ مردم رغبت بیشتری برای کمک کردن پیدا می‌کنند جلو بیایند و این اطلاع‌رسانی را انجام دهند. هرچند مردم همیشه پیشقدم بودند و جلوتر از همه حرکت کرده‌اند.

این بازیگر ادامه داد: خواهش می‌کنم به یاری بنیاد و این بیماران بشتابید، چرا که این افراد به دلیل هزینه‌های بالایی که دارند خانواده‌هایشان با مشکلات زیادی روبرو هستند و می‌خواهم که این افراد را تنها نگذارید.

وی درباره سرنوشت دو کودکی که پیگیر درمانشان بوده است، گفت: مقدمات اعزام بچه‌ها به آلمان فراهم شده و بنیاد بیماری‌های نادر قرار است هزینه اقامت را تقبل کند و فقط مانده اسپانسری که سایر هزینه‌های درمان امیررضا و ابراهیم، این دو کودک زابلی را متقبل شود.

علی داودیان، مدیرعامل این بنیاد نیز در سخنانی با اشاره به همکاری حمید فرخ‌نژاد با بنیاد بیماری‌های نادر گفت: ما از آدم‌هایی که مردمی هستند و دغدغه‌های جامعه برایشان اهمیت دارد، خواستیم قدم‌رنجه کنند که خوشبختانه حمید فرخ‌نژاد با یک تماس دعوت ما را قبول کرد و چنین شرایطی را فراهم کرد.

وی افزود: امیدوارم این الگو برای سایر چهره‌های فرهنگی اجتماعی هم اتفاق بیفتد تا با کمک این عزیزان شاهد این نارسایی‌ها در خانواده‌ها نباشیم.

داودیان ادامه داد: بنیاد بیماری‌های نادر یک بنیاد مردم‌نهاد است و کارهای عام‌المنفعه در ایران انجام می‌دهد و در ۹ اسفند قرار است در چهارمین سال تاسیس این بنیاد، همایشی را در سالن همایش‌های صدا و سیما برگزار کنیم که این مراسم هر سال به صورت همزمان در ۱۷۰ کشور دنیا برگزار می‌شود.

وی افزود: این مراسم فرصتی است که خانواده‌های بیماران، پزشکان و متخصصین با هم دیداری داشته باشند و از حدود ۴۰ کشور دنیا نیز دعوت شده در این مراسم حاضر باشند که تا کنون ۱۷ کشور اعلام آمادگی کرده‌اند.

مدیرعامل بنیاد بیماری‌های نادر از برپایی نشستی در ۶ اسفندماه و اعلام جزییات این همایش خبر داد.

وی خاطرنشان کرد: بیماری‌های نادر، قریب به شش هزار نوع در جهان است و در واقع بیماری‌ای که از هر ۱۰ هزار نفر یک تا پنج نفر به آن ابتلا پیدا کنند، نادر محسوب می‌شود.

[ پنجشنبه سوم اسفند 1391 ] [ 1:5 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

 باخبر شدم یکی از دوستان محترم و ارجمند دوران دانشجویی

سرکار خانم سمیه مفیدی ،

شب گذشته دارفانی را وداع ودعوت حق را لبیک گفت.این مصیبت بزرگ را خدمت خانواده محترم  و همسر وفادار ایشان آقای امیر شاداب تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن عزیز سفرکرده علودرجات و برای بازماندگان صبر جمیل مسئلت مینمایم.

سمیه مفیدی و امیر شاداب هر دو از دوستان دوران دانشجویی در دانشگاه سوره اهواز بودند .سمیه درماه رمضان به علت تصاف از ناحیه نخاع به شدت آسیب دید و چند روزی در بیمارستان ولیعصر اراک بستری بود حاج اسماعیل مجللی نوشت :

وقتی که به ملاقات او رفتم از روحیه مناسبی برخوردار بود ومدام سراغ اشکان پسرش را میگرفت .خوشبختانه  اشکان زیاد آسیب ندیده بود  و سمیه هم برای ادامه مداوا به تهران منتقل شد من امیدواربودم هرچه زودتر سمیه بهبود یابد که متاسفانه اجل فرصتی به او نداد و امیر ماندو اشکان و یک دنیا خاطره

خداوند به تو صبر بدهد امیر که بار سنگینی به دوش تو افتاد .

ما را دراین غم شریک خود بدانید

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 0:48 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
جمعه 20 بهمن1391 ساعت: 0:27 توسط:پیمان کیانی
سلام خانوم حردانی
حال سرکار خوبه
خیلی خوشحال شدم که شما رو اینجا میبینم و خیلی خرسند از پیشرفت تحصیلیتون
و تشکر ویژه از جناب نجفی که این بستر و فراهم کرده تا بتونیم از دوستان عزیز اطلاع پیدا کنیم

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 0:44 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]


سلام جناب آقای نجفی عزیز
مرسی از اینهمه لطف شما که از بچه ها یاد کردی
دلم واسه همه دوستای خوبم تنگ شده
خیلی دوست دارم یکبار دیگه همشونو ببینم
به امید اون روز
من در حال حاضر یزد ساکنم و تحصیلاتم را تا لیسانس ادامه داده ام
و خدا رو شکر مشغولیم
یاد دوستای خوبم رضا هونجانی
حمید همراه
علی شهبازی
حسین ابناوی و همه دوستان عزیزم به خیر

[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 23:29 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]


آثار سه تن از عکاسان خوزستانی در بخش نمایشگاهی جشنواره‌های "فتوژورنالیسم"، ""CPID و "سفر" از سری مسابقات انجمن عکاسی آمریکا (PSA) انتخاب شدند.

جشنواره‌های PSA از معتبرترین جشنواره‌های جهان هستند که توسط خود PSA (انجمن عکاسی آمریکا) برگزار شده و عکس‌هاي راه يافته در آن براي دريافت القاب PSA محاسبه مي‌شوند.
در جشنواره "سفر" PSA در مجموع 49 عکس از عکاسان ایرانی به بخش مسابقه راه یافت که علی سراج همدانی با پنج عکس و سید مدیار شجاعی‌فر با 2 عکس نمایندگان خوزستان در این جشنواره هستند.همچنین در جشنواره "PSA "CPID امیر عبیداوی از خوزستان با یک عکس و سید مدیار شجاعی‌فر با 2 عکس در بخش نمایشگاهی حضور خواهند داشت.

در جشنواره فتوژورنالیسم PSA نیز سید مدیار شجاعی‌فر (عکاس ایسنای خوزستان) با یک عکس تنها نماینده خوزستان در بخش نمایشگاهی است.این عکاس خوزستانی همچنین در ماه گذشته و در هفتمین دور از جشنواره عکس خبری دوربین.نت (اولین آژانس عکس خبری ایران) در تهران منتخب پنج بخش از جشنواره شد که در بخش عکس‌های اقتصادی نفر اول، در بخش عکس‌های ورزشی نفر سوم و در بخش مجموعه عکس‌های مستند اجتماعی شایسته تقدیر شناخته شد.

[ جمعه پنجم آبان 1391 ] [ 0:55 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]


نخستین همایش ملی شعر عاشورایی خطبه های نور

 

نخستین همایش ملی شعر عاشورایی خطبه های نور

 

موضوع:

خطبه های الهی امام حسین از زمان حرکت از مدینه تا کربلا

فرازهایی از خطبه ها:

1-مقام عبودیت

2- احیای سنت ها و سیره های نبوی و علوی

3- ظلم ستیزی

4-امر به معروف و نهی از منکر

5- آزادی و آزادگی

6- نماز ظهر عاشورا

7- بصیرت و معرفت

8- عزت مندی و اخلاق

9- زیبایی شهادت

10- رضا و تسلیم و...

تقویم کنگره:

- مهلت ارسال آثار: ۱دی ۱۳۹۱

- تاریخ برگزاری مراسم: ۲۰دی ۱۳۹۱

نحوه ارسال آثار:

1- کلیه آثار با فونت(قلم) (Zar 14) در محیط word2003 در قطع A4 به صورت تایپ شده همراه با سی دی اثر ارسال گردد و یا بصورت فایل PDF با مشخصات فوق از طریق پست الکترونیکی khotbeh.noor@yahoo.com 

آدرس ارسال پستی: استان گلستان- گرگان- خیابان شهید رجایی- گلشن 4 - کانون فرهنگی هنری مسجد جامع گلشن گرگان

برنامه ی جنبی کنگره:

- هر ساله یکی از زبان های غیر فارسی در بخش جنبی همایش شرکت داده خواهد شد به همین منظور در همایش پیش رو شعرای ترکمن به زبان خود می توانند اشعاری را پیرامون خطبه های امام حسین (ع) همراه با ترجمه فارسی آن ارسال نمایند.

جوایز:

- نفر اول: لوح سپاس، تندیس همایش، ۲۵میلیون ریال وکمک هزینه سفر کربلا  

-نفر دوم: لوح سپاس، تندیس همایش ، ۲۰میلیون ریال وکمک هزینه سفر کربلا

- نفر سوم: لوح سپاس، تندیس همایش ، ۱۵میلیون ریال وکمک هزینه سفر کربلا

- نفر چهارم: لوح سپاس، تندیس همایش ، ۱۰میلیون ریال وکمک هزینه سفر کربلا

- نفر پنجم: لوح سپاس، تندیس همایش ، ۵میلیون ریال وکمک هزینه سفر کربلا

 

* در بخش جنبی ، شعر ترکمن نیز به 3 اثر برگزیده ،3 کمک هزینه مکه اهدا خوهد شد.

ضمناً به کلیه شرکت کنندگانی که آثاری به دبیر خانه ارسال نموده اند نیز هدایایی تقدیم خواهد شد.

ارتباط با ما:

شماره های تماس: ۰۱۷۱۲۲۲۱۰۰۶   ۲۲۴۲۱۹۱-۰۱۷۱

اطلاعات بیشتر در سایت:

[ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 ] [ 22:42 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

محمود رحمانی، فیلم‌ساز خوزستانی، برای کارگردانی فیلم کوتاه «مدار صفر درجه» در آیین گشایش جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان یکی از فیلم‌سازان بخش بهترین بهترین‌ها مورد تقدیر قرار گرفت

شوشان : محمود رحمانی، فیلم‌ساز خوزستانی، برای کارگردانی فیلم کوتاه «مدار صفر درجه» در آیین گشایش جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان یکی از فیلم‌سازان بخش بهترین بهترین‌ها مورد تقدیر قرار گرفت.

یکی از بخش‌هایی که در چهار سال اخیر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران گنجانده شده بخش بهترین بهترین‌ها است که به نمایش آثار برگزیده از اولین دوره جشنواره تاکنون می‌پردازد. در این بخش 36 فیلم‌ساز مورد تقدیر دبیر جشنواره قرار گرفتند.

«مدار صفر درجه» مشکلات و سختی‌های مرزنشینان ایرانی که مابین ایران و عراق زندگی می‌کنند را روایت می‌کند که پس از جنگ هشت ساله متحمل مصائب زیادی هستند. این فیلم کوتاه مستند به کارگردانی محمود رحمانی و تهیه‌کنندگی حوزه هنری خوزستان است.

از جوایز این فیلم مستند می‌توان به نشان فیروزه، دیپلم افتخار و جایزه ویژه هیات داوران از جشنواره بین‌المللی فیلم مستند حقیقت در تهران، جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره بین‌المللی medfest در ایتالیا، برنده لوح ویژه با نام مستندساز ایتالیایی به نام دون ‌خوزه لو ای جی، تندیس جشنواره و دیپلم افتخار جایزه بهترین فیلم مستند از جشنواره ملی طلای سرخ اشاره کرد.

فیلم های این بخش از 11 تا 16 مهر 91 از ساعت 30 :19 تا 21 در سالن شماره چهار پردیس ملت برای علاقه‌مندان به نمایش درمی‌آیند.

بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران توسط انجمن سینما جوانان ایران از 10 تا 16 مهر 91 به دبیری هاشم میرزاخانی برگزار می‌شود.

[ شنبه بیست و دوم مهر 1391 ] [ 0:49 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
مديركل ثبت احوال خوزستان گفت: بر اساس بررسي انجام شده مشخص شد كه در پنج‌ماهه نخست امسال نام‌هاي "علي" و "فاطمه" پرطرفدارترين نام‌ها در استان بوده‌اند.
بهنام مريدي اظهار كرد: در پنج‌ماهه نخست امسال 21 هزار و 590 نوزاد پسر و 20 هزار و 477 نوزاد دختر در خوزستان متولد شده است.
وي افزود: در اين بازه زماني نام‌هاي "علي" با 943 مورد، "حسين" با 899 مورد، "مهدي" با 743 مورد، "محمد" با 719 مورد و "اميرحسين" با 704 مورد پنج نام پرطرفدار پسر در استان بوده‌اند. همچنين در ميان نامگذاري‌هاي انجام شده براي نوزادان دختر نيز "فاطمه" با 1706 مورد، "زهرا" با 869 مورد، "زينب" با 755 مورد، "رقيه" با 675 مورد و "ريحانه" با 379 مورد بيشترين فرواني را داشته‌اند.
مريدي تصريح كرد: فرواني نام‌هاي مورد تاييد سازمان ثبت احوال كشور پنج هزار نام دختر و پسر است كه اين نام‌ها در قالب كتاب و لوح فشرده تهيه شده و در اختيار شهروندان قرار گرفته است. همچنين اين نام‌ها در سايت سازمان نيز قابل دسترسي هستند.
مديركل ثبت احوال خوزستان از تشكيل كميته "نام" در استان خبر داد و خاطرنشان كرد: اين كميته از سه استاد برجسته دانشگاه، مديركل ثبت احوال و معاون سجلي تشكيل شده است. در حال حاضر دكتر تشكري، استاد زبان و ادبيات فارسي، دكتر عچرش و دكتر شكيب‌انصاري، اساتيد ادبيات عرب در اين كميته عضويت دارند.
وي تاكيد كرد: نام‌ها و فراواني آنها در اين كميته بررسي مي‌شود و نام‌هايي كه مبناي غربي و نامناسب نداشته باشند مورد قبول اين كميته قرار مي‌گيرند.
[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 0:11 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
هفت ماه پس از کلنگ زنی مجتمع فرهنگی و هنری آرنگ جنوب که با حضور مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و تنی چند از مدیران صورت گرفت، علی تاجمیری هنرمند مطرح خوزستان و بهره بردار این مجتمع فرهنگی به همراه همسرش مورد ضرب و شتم عده ای از مخالفان ساخت این مجتمع قرار گرفت.


زمین این مجتمع که در سال 1385 از سوی سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان و پس از کسب کلیه مجوزهای لازم از نهادهای مرتبط به خصوص اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان به علی تاجمیری واگذار شد و در چهاردهم اسفندماه 1390 کلنگ زنی شد در کوی صادقیه منطقه هشت اهواز قرار دارد.
برخورد فیزیکی این عده ضارب با علی تاجمیری و همسرش که تعدادی از آنها توسط آسیب دیدگان شناسایی شده به این دلیل که از نظر آنان بهره بردار قصد ساخت موسسه ای برخلاف موازین شرع و خلاف شئونات اسلامی دارد صورت گرفته است.
این در حالی است که براساس مصوبات و قوانین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شرح فعالیت های قابل اجرا در مجتمع فرهنگی ابلاغ شده و اجرای هر کدام از آنها با نظارت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان خواهد بود.
اجرای همایش ها،کنفرانس ها،سمینارها و جشنواره ها، برگزاری نشست های تخصصی، برگزاری کارگاه و دوره های آموزشی و صنایع دستی، برگزاری نمایشگاه و مسابقه های فرهنگی هنری، راه اندازی فروشگاه عرصه محصولات فرهنگی، تاسیس کتابخانه، راه اندازی مراکز اطلاع رسانی، اجرای مراسم و دوره های دینی و مذهبی، راه اندازی تورهای زیارتی و سیاحتی،اجرای نمایش، کنسرت و اکران فیلم از جمله فعالیت هایی است که در مجتمع های فرهنگی قابل اجرا است.


وی در سال 1385 به استانداری خوزستان پیشنهاد داد تا به منظور توسعه فعالیت های فرهنگی قطعه زمینی به ایشان تحویل شود که استانداری طی نامه ای او را به سازمان مسکن و شهرسازی معرفی کرد تا از محل ماده 100 که دولت مجاز است بخشی از دارایی های خود را به بخش خصوصی واگذار کند یک قطعه زمین که در طرح جامع شهری کاربری صد درصد فرهنگی دارد به وی واگذار شد. در نهایت این زمین پس از ثبت، افراز و اجاره به شرط تملیک به علی تاجمیری واگذار گردید.
از نخستین روزهای آماده سازی زمین 990 متری این مجتمع تا به امروز که میلیون ها تومان هزینه در بر داشته است انواع مزاحمت ها از سوی عده ای صورت گرفته که باعث ایجاد خسارت های مالی و معنوی فراوانی به سرمایه گذار مربوطه شده است.
علی تاجمیری که تاکنون بارها تلاش کرده که معترضین را به گفت و گو دعوت نماید و قانونی بودن ساخت این مجتمع که اهداف مثبت فرهنگی فراوانی به همراه دارد را شرح دهد بارها با برخورد ناشایست آن عده که سعی می کردند بدون دلیل قابل توجهی برخی مسائل را بهانه قرار بدهند مواجه شد تا بنا بر خواسته معترضین، راضی شد که در حضور افراد معتمد و حتی با حضور در دفتر اسناد رسمی و همچنین اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، متعهد شود از اجرا و آموزش موسیقی و تئاتر خودداری نماید و به فعالیت های دیگر اکتفا نماید.


این هنرمند که در سال 1359 وارد جهاد سازندگی شد و در نوجوانی به عضویت بسیج در آمد و در عملیات ثامن الحج از ناحیه ران و سینه مجروح شد و در عملیات فاو شرکت کرد و برای دومین بار مجروح شد. وی به هتک حرمت به خود و خانواده اش اعتراض شدید دارد و اعلام کرده که مراتب را از طریق مجاری قانونی پیگیری می نماید.
علی تاجمیری بعد از دوران دفاع مقدس با توجه به استعداد موجود برای تولید سرودهای ملی و مذهبی و محلی به درخواست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وارد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان شد و بعدها به منظور توسعه فعالیت فرهنگی خود از اداره کل فرهنگ و ارشاد بازخرید شد و موسسه فرهنگی و هنری آرنگ جنوب را در سال 1373 تاسیس کرد.
[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 0:2 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
اعضای کانون‌های مساجد،‌ هنرمندان و اصحاب رسانه خوزستان با برگزاری تجمع اعتراض‌آمیز در مقابل کتابخانه مرکزی اهواز، اهانت به پیامبر گرامی اسلام را محکوم کردند.

حجت‌الاسلام سیدلطف‌الله سپهر مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان شامگاه امروز در تجمع اعضای کانون‌های فرهنگی مساجد،‌ هنرمندان و اصحاب رسانه در اعتراض به فیلم موهن،‌ ضمن تسلیت این حرکت ضد فرهنگی دشمنان اسلام و بشریت اظهار داشت: اندیشه اسلام اندیشه پویایی است و جهان را در سیطره خود قرار خواهد داد.

وی افزود: با بیداری اسلامی اندیشه‌های غرب در حال فروپاشی است و به این ترتیب دشمنان اسلام در حال تدارک ترفندهای ضد اسلامی هستند.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با اشاره به اهانت‌های دشمنان طی دو سال اخیر، بیان کرد:‌  ترفندهای دشمنان از جمله به آتش کشیدن قرآن و تولید این فیلم، منجر به اضمحلال اندیشه صهیونیسم در دنیا خواهد شد.

سپهر خاطرنشان کرد: دنیا بداند که آینده بشریت و علمی و فکری و اعتقادی از آن پیامبر اسلام است.

در این تجمع، هنرمندان با در دست داشتن پلاکاردها و دست‌نوشته‌های اعتراض آمیزی با عناوین گوناگون، شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا سر دادند.

در پایان این تجمع، بیانیه ای از سوی جامعه هنرمندان در محکومیت تولید و تهیه فیلم موهن که در آن به ساحت پیامبر گرامی اسلام توهین شده بود، قرائت شد.

تجمع‌کنندگان در این بیانیه اعلام کردند: بدون هیچ تردیدی دولت آمریکا که بار‌ها روحیهٔ اسلام ستیزی خود را در جهان به نمایش گذاشته مسئول اصلی پاسخگویی به مسلمانان جهان که قلب آنان از این اقدام توهین‌آمیز جریحه‌دار شده است.

در بخش دیگر این بیانیه قرائت شد: بی‌شک گسترش امواج خروشان این دین مقدس در جهان است که بساط دیکتاتورهای سرسپرده به نظام شیطانی استکبار و صهیونیست‌ها را در هم می‌کوبد و به پیش می‌رود.

[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 0:0 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

فائزه هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جهت اجرای حکم محکومیت خود شامگاه روز شنبه بازداشت شد. فائزه پیشتر از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس محکوم شده بود.

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرونده وی که در جریان پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در اغتشاشات خیابانی هم حضور یافته بود، با اعلام جرم دادستانی تهران تشکیل شده و اتهام انتسابی به او نیز ناشی از مصاحبه‌اش با سایت "روز آنلاین" بود که طی آن عباراتی را علیه مسئولان نظام به کار برد.

واقعا این همه معترض به نتیجه انتخابات در کشور بودند و حرفها زدند و تظاهرات براه انداختند اما فرزند آیت الله هاشمی به جرم حمایت از یک کاندیدایی خاص و البته در پی تهمت و افتراهایی که توسط محموداحمدی نژاد به پدر و خانواده اش بدون هیچ مدرک و ادله ای صورت گرفت در اجتماعات اعتراضی حاضر و به همین دلیل محکوم به روانه زندان شد .

اگر چه عباراتی که ایشان برعلیه مسئولین نظام مطرح کرد قطعا منظورش مدیران خدوم نظام نبوده و نیست بلکه منظورش تهمت زنندگان به پدر و خانواده اش و در واکنش به آن بود که بنظر نویسنده امری بدیهی است .

همه عدالت را دوست داریم و آرزومندیم تا عدالت فراگیر شود و برای هیچکس استثنایی نباشد اما واقعا در جریان انتخابات ریاست جمهوری آقازاده های فراوانی در ستادهای انتخاباتی مختلفی حضور نداشتند و چرا با آنها برخورد نشده است ؟

در همان ایام سردار سعید قاسمی در جمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد جمله ای گفت که حقیر تاکنون منتظر بودم تا مردانگی و شجاعت ایشان را ببینم . ایشان گفتند اگر فائزه هاشمی نصف روز به زندان رفت من ریش هایم را می تراشم ! و آیت الله شیخ صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه هم در پاسخ فرمودند : قطعا باید همه آن‎‎ها را بتراشید! او که حالا دیگر برای خودش بساطی راه انداخته و در لیالی قدر هم سخنرانی بازرس ویژه مقام معظم رهبری آقای ناطق نوری را در حرم رضوی به آشوب کشاند و بعد هم رسما این عمل شنیع را رسما برعهده گرفت و هیچ دادستانی هم برای او اعلام جرم نکرد !

حقیر به نوبه خود سخت منتظرم تا این سردار عزیز جنگ تحمیلی در این ایام هفته دفاع مقدس محاسنش را به یمن زندانی شدن خانم فائزه هاشمی و جسارت قوه قضائیه ، تراشیده و تصویر خود را برای عموم بنمایش بگذارد ...

ضمنا فتوشاپ هم نباشد که  اهل فن متوجه خواهند شد و ...

 سردار بی صبرانه منتظریم






...

انشاالله حکم آقای جوانفکر هم اجرایی شود

و پرونده جنایتکاران کهریزک هم به سرانجام برسد

و به متهم اصلی پرونده بیمه هم دستبند بزنند

و عاملان اصلی اختلاس 3000 میلیارد تومانی هم دستگیر شوند

و هزاران خلاف قانون ... هم رسیدگی شود تا معلوم شود ... قوه قضائیه ما چقدر اقتدار دارد .

...

محسن هاشمی رفسنجانی درباره نظر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره بازداشت مهدی و فائزه هاشمی، گفت: ایشان می‌گویند، بچه‌های من مثل بچه‌های بقیه افراد هستند و فرقی بین بچه های من با بچه مردم نیست. وی افزود: نظر ایشان این است که نباید تبعیضی صورت بگیرد و باید بدون تبعیض با فرزندان ایشان برخورد شود. محسن هاشمی با بیان اینکه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی جویای حال مهدی و فائزه است، گفت: ایشان از بازداشت مهدی و فائزه نگران نیستند؛ حاج آقا به این بحران‌‌ها عادت دارند.

...

عفت مرعشي مادر مهدي هاشمي از احضار فرزند خود به دادسرا انتقاد كرد و گفت: اتهامي كه وجود ندارد را مي‌خواهند تفهيم كنند. به مردم اتهام مي‌زنند، مردم اتهامي ندارند.

مادر مهدي هاشمي افزود: اسامي دزدان را در دادگاه با حروفي مانند "چ"، "ر"، "د" و غيره بيان مي‌كنند ولي اسم پسرم،‌ مهدي را در همه جا پر كرده‌اند و فرياد مي‌زنند.

...

واقعا نمیدانم چه باید گفت . قضاوت با مردم بزرگ ایران است . والعاقبه للمتقین

[ دوشنبه سوم مهر 1391 ] [ 23:59 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]


مدیر روابط عمومی انجمن هنرهای نمایشی شهرستان اهواز از برگزاری همایش بزرگ اجراهای عمومی تئاتر دراین شهرستان با حضور گروه های منتخب تئاتر استان خبر داد.

مصطفی بوعذار  اظهار کرد: به منظور رونق بخشی سالنهای نمایش و جلب توجه مخاطبان تئاتر، همایش بزرگ اجراهای عمومی تئاتر در اهواز برگزار می شود.
وی با بیان اینکه این همایش از 28 تا 30 مهر ماه برگزار می شود، افزود: در این راستا با استفاده از ظرفیت موجود و توانمندی گروه های نمایشی، این همایش با به صحنه بردن هفت تئاتر که در انجمن هنرهای نمایشی اهواز تهیه و تولید شده اند، برگزار می شود.
 
بوعذار گفت: نمایش «توپ، تنهایی کات» کاری از گروه نمایشی مرز به نویسندگی و کارگردانی سعید گوهری، نمایش «شب هول» کاری از گروه نمایش نامیرا به نویسندگی و کارگردانی ایوب بختیاری، نمایش «اندوه پریشان واقعیت رستاخیز رستم» کاری از گروه نمایش آزادگان به نویسندگی و کارگردانی اتابک انوری، نمایش «جبار» کاری از گروه نمایشی یزرا به نویسندگی عبدالرضا حیاتی و کارگردانی سعید نگراوی، نمایش «مرثیه ای برای یک مرد مرده» کاری از گروه نمایشی آماتور به نویسندگی رسول حق جو و کارگردانی مجتبی رستمی، نمایش «بهیگ» کاری از گروه تئاتر جوانه، به نویسندگی و کارگردانی منوچهر بهارلویی و نمایش «مسیح» کاری از گروه تئاتر سمفون و به کارگردانی حسین حیدری، هفت نمایش منتخب برای اجرای عمومی هستند.
 
وی تصریح کرد: نمایشهای منتخب در دو سانس 17 و 19 در پلاتو استاد لاریان، و سانس های 19 و 21 در تالار آفتاب به روی صحنه می روند.
 
مدیر روابط عمومی انجمن هنرهای نمایشی اهواز، آشتی دادن مردم با هنر تاثیرگذار تئاتر و حضور تماشاگران در سالنهای نمایش را از جمله اهداف این همایش و اجراهای عمومی عنوان کرد و گفت: در حین اجرای نمایشها، گروه هیات بازبینی جشنواره تئاتر استان خوزستان متشکل از حشمت اله قاسمی، مرتضی سخاوت و رحمت اله سبحانی، با حضور خود،  نسبت به ارزیابی و انتخاب تعدادی از آثار برای شرکت در جشنواره تئاتر استان خوزستان اقدام می کنند.
 
بوعذار افزود: همایش بزرگ اجرای عمومی تئاتر، با همکاری اداره کل ارشاد اهواز و انجمن  هنرهای نمایشی اهواز برگزار می شود.

وی یادآور شد: انجمن هنرهای نمایشی اهواز در اطلاعیه ای از عموم شهروندان اهوازی، خانواده ها و دانشجویان به منظور تماشای این نمایشها به صورت رایگان دعوت کرده است.
[ دوشنبه سوم مهر 1391 ] [ 23:59 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
شنبه 14 مرداد1391 ساعت: 18:14 توسط:میثم بهرامی
با درود دوباره و بسیار
آقای نجفی چه کنم که دلم بسیار تنگ است.
یادتان به خیر .
یاد اتاقتان به خیر .
یاد خیابان ششم به خیر .
یاد همه دوستان به خیر .
نمی دانم دوستان چیزی از من به یاد دارند یا نه.
آقایان پژمان اله مرادی، سیدامیرحسین حسینی،محمد رضا حشمت الواعظین،صادق محبی عزیز
و خانم ها :روفیا محامدی،صفیه مهدیان (خواهر دوست داشتنی ام)از مشهد .
و دیگر دوستان یادتان به خیر .به خدا شاید باور نکنید من هنوز هم با خاطرات شما زنده ام هنوز از شما خاطراتی برای تعریف کردن دارم.هنوز هم به یاد دوری از شما می گریم.

دوست دار همه شما خوبان
میثم بهرامی:09194093320

meysambahrami@rocketmail.com


سلام دوستان عزيز
وقتي ژيام ميثم را ديدم از خوشحالي فورا با او تماس گرفتم
او گفت كه كاترشناسي روابز عمومي را به اتمام رسانده و
ازدواج كرده و الآن در شهر زيباي بروجرد مغازه عكاسي دارد
و به همراه همسر گراميشان مشغول بكارند .
البته به ميثم ميومد كه اينقدر بعد از ازدواج زن ذليل بشه !
كلا معلوم بود اما نه ديگه اينقدر كه ارز اراك اون بكشونه بروجرد !!!

خلاصه براي اين عزيز دل آرزوي توفيق و سلامتي دارم

دوستان خوبم حتما از موفقيت هاتون برامون بنويسيد تا به همه دوستان عزيز اطلاع بدهم

ممنون

راستي طاعات قبول
[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 11:4 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

بالاخره پس از سر کار گذاشتن ۲۹۰ نماینده مجلس شورای اسلامی و قول شرف دادن به استعفا ! وقتی خرش از پل گذشت ! به همه شون گفت زکی !!! خر ما که از پل گذشت مجلس هشتم هم دیگه عمرش تمامه و ... به گرد ما هم نمی رسند .

نماینده های مجلس هم دیدند رو دست خوردند و احتمال می دادند با توجه به لجبازی های تکراری دولتی ها ممکن است ادامه داستان استیضاح باعث برکناری دایی سعید نشود ! به دیوان عدالت اداری متوسل شدند تا بلکه با طرح موضوع حقوقی مشکل انتصاب وی به ریاست بزرگترین و پولدارترین سازمان کشور ماجرا را دنبال کنند .

ما که از این ضعف فاحش مجلس شورای اسلامی بر خودمان خجلت مند شدیم ! اما امروز که بعد از گذشت بیش از ششماه که دیوان عدالت اداری سرانجام پس از بررسی های دقیق حقوقی هیأت عمومی شکایت را وارد دانست و حکم خود را صادر کرد که مایه خوشحالی عدالتخواهان کشور است .

اما با کمال تعجب روابط عمومی و امور بین الملل سازمان تامین اجتماعی اعلام کرد آقای سعید مرتضوی بر سرکار خود حاضر است و قصد برکناری و یا  استعفا ندارد !!! دوباره شاخهای مبارکمان از پس کله مان بیرون زد و باز بیاد مرحوم کردان وزیر فقید کشور افتادیم که آن بنده خدا هم گرفتار یک همچو لجبازی شد و سرانجام هم کسی نتوانست علیرغم وعده ها و تهدیدهای رییس دولت از او حمایت کند و هم استیضاح شد و هم عزل شد و هم آبرویش بواسطه مدرک تحصیلی دکترای جعلی اش رفت و در آخر طفلک دق کرد و برحمت حق پیوست !

آخر چرا اینگونه بایستی برخورد بشود که هم مردم عزیز و متدین ایران اسلامی به قوای کشور بی اعتماد شوند و برخوردها را زد و بند بدانند و ... افراد متخلفی چون این بنده خدا و دیگرانی که به پست های مشکوک و حساس و جهت دار گمارده می شوند و با درگیری و دعوا جابجا می شوند ! بهتر نیست عاقلانه تر با این عزل و نصب ها  برخورد تا باعث تشویش اذهان امت اسلامی و دلسوزان نظام اسلامی عزیزمان نگردیم ...؟

[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 11:3 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
خبر خنده دار و مسخره است .
سیدحسن نصرالله در صورت وخیم شدن اوضاع سوریه به ایران نقل مکان می کند !
این ادعای روزنامه سیاسه کویت است که اگرچنانچه اوضاع سوریه وخیم تر شود و منتج به سقوط بشاراسد بشود سیدحسن نصرالله به توصیه مقامات ایران لبنان را ترک و به ایران سفر کند و همانجا بماند !
مضحک نیست ؟
مرد توانایی که استخوانی در گلوی امریکا و اسراییل است و با دیدن چهره مصمم و جدی او متشنج شده و خواب را از چشمانشان می زداید قصد فرار از جهاد و تقابل با صهیونیست ها را دارد !
جنگهای 33 روزه و 22 روزه را یادتان هست ؟
تانکهای میرکاوا را چطور ؟
هیبت چهارمین ارتش جهان را که شکسته شد چگونه یادتان رفته ؟
سید حسن نصرالله افتخار اسلام ،
 افتخار شیعه و مرد مبارزه در میدانهای سخت با عوامل استکبار جهانی است
را میخواهند اینقدر ذلیل و کوچک نشان بدهند که قصد فرار از شهادت را دارد !
تمام دنیای جهل و حماقت بداند
سید حسن زنده است تا شما را بمیراند .
سیدحسن تبلور عینی یک مجاهد فی سبیل الله است .
سیدحسن عاشق سربازان پاک باخته حزب الله است و تا یک نفر از مجاهدانش زنده است در کنارشان می جنگد و اگر تنها هم شد عاشقانه شربت شهادت را خواهد نوشید و برای وصول به آن لحظه شماری می کند و در بهشت شهید عماد مغنیه و شهیدان سرافراز حزب الله به استقبالش خواهند آمد ...
کورخوانده اید جهان اسلام به او عشق می ورزد و افتخار می کند و در ایران هزاران بسیجی عاشق آماده اند تا در هر لحظه به او بپیوندند و بجنگند و با خونشان بساط آمریکا و اسراییل را در سراسر جهان جمع کنند .
[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 11:3 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

اتفاق خیلی جالبی افتاد .

خودروی وزیر راه و شهرسازی در جاده فیروزکوه بدلیل ترکیدگی لاستیک واژگون شد و آقای وزیر و رئیس بنیاد مسکن به لطف ایربگ خودرو ، زنده مانده و به بیمارستان منتقل شدند .

یادش بخیر دکتر دادمان هم وزیر راه و ترابری وقت در سقوط هواپیما مرحوم شدند !

وضعیت جاده های کشور بگونه ای است که مردم مرتبا و مکررا در همین جاده ها تلف می شوند و هیچکس هم مسئول و پاسخگو نیست .

این اتفاق را به فال  نیک می گیریم و به وزیر محترم راه وترابری که جان سالم بدر برده است عرض می کنیم برادر عزیز حالا عینا مشاهده فرمودی ملت با چه مشکلاتی در جاده های ناهموار کشور دست به گریبانند و شما ککتان هم نمی گزد ؟

حالا که جان و عمر دوباره ای خداوند به شما عطا فرموده است تلاش مضاعفی برای رفع مشکل جاده های نابسامان کشور بعمل بیاوردید تا عمر کوتاه دولتتان به سر نیامده است ...

راستی آقای وزیر وضعیت بهداشت و درمان و اورژانس در جاده ها مساعد بود ؟

یا علی مدد 


ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 11:2 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
شنبه 14 مرداد1391 ساعت: 18:14 توسط:میثم بهرامی
با درود دوباره و بسیار
آقای نجفی چه کنم که دلم بسیار تنگ است.
یادتان به خیر .
یاد اتاقتان به خیر .
یاد خیابان ششم به خیر .
یاد همه دوستان به خیر .
نمی دانم دوستان چیزی از من به یاد دارند یا نه.
آقایان پژمان اله مرادی، سیدامیرحسین حسینی،محمد رضا حشمت الواعظین،صادق محبی عزیز
و خانم ها :روفیا محامدی،صفیه مهدیان (خواهر دوست داشتنی ام)از مشهد .
و دیگر دوستان یادتان به خیر .به خدا شاید باور نکنید من هنوز هم با خاطرات شما زنده ام هنوز از شما خاطراتی برای تعریف کردن دارم.هنوز هم به یاد دوری از شما می گریم.

دوست دار همه شما خوبان
میثم بهرامی:09194093320

meysambahrami@rocketmail.com


سلام دوستان عزيز
وقتي پيام ميثم را ديدم از خوشحالي فورا با او تماس گرفتم
او گفت كه كارشناسي روابط عمومي را به اتمام رسانده و
ازدواج كرده و الآن در شهر زيباي بروجرد مغازه عكاسي دارد
و به همراه همسر گراميشان مشغول بكارند .

البته به ميثم ميومد كه اينقدر بعد از ازدواج زن ذليل بشه !
كلا معلوم بود اما نه ديگه اينقدر كه از اراك اون بكشونه بروجرد !!!

خلاصه براي اين عزيز دل آرزوي توفيق و سلامتي دارم

دوستان خوبم حتما از موفقيت هاتون برامون بنويسيد تا به همه دوستان عزيز اطلاع بدهم

ممنون

راستي طاعات قبول
[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 11:0 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
آیت الله ری شهری این خاطره را به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان آورده‌اند که در کتاب زمزم عرفان نیز نقل شده است.
 در سفری که امام خمینی (ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می‌شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.

حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟ امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند: اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟ امام خمینی (ره) که از‌‌ همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم. حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن اینکه: بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی. و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی. و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا؛ (سوره طلاق آیه ۲ و ۳) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.) را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.
[ یکشنبه یازدهم تیر 1391 ] [ 10:33 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
حاشیه های تلخ سفر رییس جمهور مقتدر ترین کشور خاورمیانه به برزیل خیلی گران تمام شد .
 اولا : رییس جمهور برزیل که بجای دوست پسرخودمان جناب داسیلوا نشسته است بی مهری تمامی کرد و اصلا با رییس جمهورمان ملاقات نکرد !
 در تصاویری که پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری منتشر کرده است بجای اینکه در کنار مقامات عالی و رییس جمهور برزیل عکس بگیرد ، در کنار ماموران امنیتی فرودگاه عکس یادگاری گرفته است!
دوما : من بعنوان یک ایرانی که کشورم را بی نهایت و عاشقانه دوست دارم و با سیاستهای احمدی نژاد هم به هیچ وجه موافق نبوده و نیستم ولی تا عمق جان حقارت را حس کردم اگر چه پا را بر روی حق نمیگذارم چون سفر ایشان به کشور برزیل برای شرکت در جلسه ای بود که فقط در برزیل برگزار شد ولی حقیقتا بلحاظ دیپلماتیک خیلی برای ایران و ایرانی این جسارت سنگین است که بایستی وزارت فخیمه خارجه تو دهنی محکمی به این بانوی بی ادب قهوه فروش بزند !!!
سوما : اینهم لحظات خداحافظی در فرودگاه ریودوژانیروست که واقعا انسان را متاثر می کند که مقام ارشد رسمی کشورمان با ماموران امنیتی عکس یادگاری گرفته است !!!
تازه شم اون فرش قرمزه رو احتمالا دوستان از ایران با خودشون بردند !

 

 
بازم به این عمو پلیسه که شبها که ما میخوابیم اون همیشه بیداره !
 
[ یکشنبه یازدهم تیر 1391 ] [ 10:31 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

موضوع تلخ استیضاح وزیر خاطی اقتصاد و دارائی با عذرخواهی آبکی تمام شد !

ماجرای سئوال از رئیس جمهور با دهن کجی های مکرر به رهبری و قانون گریزی و تقابل با مجلس و

تخلفات دیگر از قوانین بودجه و یارانه ها و ... هم با شوخی و تمسخر  مجلس هشتم و نمایندگان

پایان یافت .

وقتی که داستان سعید مرتضوی و موضع قاطع قوه مقننه را در مقابل برخورد ناصحیح دیگر دستگاه

اجرائی و شایعات حول و حوش آن را شنیدیم ملت امیدوار شدند  که این بار مجلس از حیثیت و اعتبار

خود دفاع جانانه ای خواهد کرد اما امروز با برخوردهای عجیب و البته تکراری رئیس مجلس و مطرح

ساختن موضوع حکمیت روبرو شدیم!

ما که از داستان حکمیت در صدر اسلام خاطرات تلخ و ناگواری داریم این بار هم باز با اعلام حکمیت

گوشت تنمان لرزید ! و از شدت عصبانیت فقط در هیاهوی اعتراض نمایندگان استیضاح کننده

که بعضی شان اصلا از داستان مطلع نبودند ! رادیو مجلس را برای همیشه خاموش کردم .

پس از آن معاون پارلماني رييس‌جمهور اعلام كرد كه دولت هيچ‌‌گونه صحبت و تعهدي براي استعفاي

مرتضوياز رياست صندوق تامين اجتماعي به نمايندگان نداشته است!

سرانجام نه استیضاح انجام شد و نه افشاگری صورت گرفت و سعید مرتضوی بعد از کش و قوصهای

فراوان قول شرف داد تا به سازمان تامین اجتماعی بازنگردد ! در حالی که همین امروز با صدور حکمی

هدایت الله ادیب‌نیا را به عنوان معاون درمان این صندوق منصوب کرد !!!

اینک اگر مرتضوی استعفا نداد و موضوع استیضاح پا در هوا ماند و به عمر کوتاه باقیمانده مجلس هشتم

هم قد داد تکلیف حیثیت و اعتبار مجلس و حکمیت حداد عادل و توکلی چه خواهد شد ؟

این ها و هزاران سئوال از مجلس و توکلی و حدادعادل بی پاسخ ماند

و ماجرا بار دیگر ماست مالی شد ...

و سعید مرتضوی و وزیر رفاه و تامین اجتماعی و معاون پارلمانی رئیس جمهور باز هم موفق شدند

مجلسیان ساده لوح  را دور بزنند ...

جالب است حالا استیضاح مرتضوی بعکس استیضاح کردان شده است آن مرحوم حاضر بود استعفا

بدهد و احمدی نژاد مانع شد تا آن بلا بر سرش آمد !

اما امروز مرتضوی استعفا داد و وزیر و رئیس جمهور نپذیرفتند !!!

طبق آخرین اخبار وزیر و احمدی نژاد استعفای مرتضوی را نپذیرفتند !!!

وای از حکمیت وای ...

حکمین محترم جواب ملت را بدهید بسم الله ...

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:38 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

معمولا در کنار صندلی مرد علم و سیاست و فقاهت یک صندلی خالی بود و آن صندلی پرادعاترین رئیس جمهور نظام اسلامی مان بود که بدلایل مبهم از حضور در جلسات یکی از مهمترین ارکان نظام طفره می رفت .

ایشان که هفت سال است سکاندار مهمترین قوه از قوای سه گانه کشورمان است فقط برای چند بار در جلسات شرکت کرده بود که تقریبا بیش از سه سال بود که اصلا حضور نداشت .

اینگونه مطرح شده بود و از وی نقل قول کرده بودند که چون در مجمع به نظراتم اهمیتی داده نمی شود و گاهی علیرغم نظر مثبت من مصوبه تصویب نمی شود در جلسات شرکت نمی کنم !

اگر چه به نظر حقیر در هر کجا افراد در مقابل و یا در کنار شخصیت بی نظیری چون آیت الله هاشمی رفسنجانی قرار بگیرند خوب طبیعی است احساس کوچکی می کنند که این یک اصل بدیهی است و هاشمی بزرگ را نمیتوانند کوچکترها تحمل کنند ...

این هم یکی دیگر از روحیات خاص ایشان است که حقیقتا جای تامل دارد چرا که شانه خالی کردن از یکی از وظایف و مسئولیتهائی است که قانون اساسی بر گردن وی نهاده است و موظف است بواسطه رائی که مردم به او داده اند ! وظایفش را تمام و کمال بانجام برساند .

سرانجام روز گذشته پس از کش و قوصهای فراوان با توجه به تأکید رهبر انقلاب مبنی بر همکاری بیشتر قوا و ارکان نظام در سال جاری و پرهیز از حواشی، برای توجه بیشتر به امور کشور و مشکلات مردم، حرکت رییس‌جمهور را می‌توان کاری مثبت و حرکتی نمادین برای پیروی از حضرت آقا دانست اما باید با گذشت زمان ببینیم آیا این تبعیت است یا داستان دیگری پشت این ماجراست ... الله اعلم

اما بنظر نویسند حضور یا عدم حضور کسی که هفت سال شرکت نکرده و مصوبات را ابلاغ نکرده و قوانینی را که باب میلش بوده است را اجرا کرده است در مجمع تشخیص مصلحت نظام خیلی تفاوتی نمی کند و خبر مهمی بنظر نمی رسد چرا که فردی که مجبور بشود در جلسه مجمع تشخیص با سیاست های سخت وکلان کشور حضور یابد حضوری کیفی نخواهد داشت ...


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:37 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. 

خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟! 

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟! 

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. 

خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

گرانی خیلی مردممان را آزار می دهد و زندگی برایشان سخت شده است

هیچکس هم پاسخگو نیست !!!

اگر نخواهیم پول نفت بر سر سفره هامان باشد !

اگر نخواهیم 45500 تومان یارانه بگیریم و از گرانی خفه بشویم ! و دولت طلبکارانه بعد از آنکه

از جیب خودمان به خودمان یارانه ای ناچیز پرداخت ، بر و بر فقط به گرانی ها سکوت کند !

اگر نخواهیم برای صندوق بین المللی پول ژست موفقیت طرح هدفمندی یارانه ها را بگیرند! در حالی

که واقعیت درون ایران چیز دیگریست !

اگر نخواهیم آمار نادرست بیکاری را از دولت بپذیریم ؟

و اگر نخواهیم ...

چه کسی را باید ببینیم ؟

...

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:37 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
بنرهاي نصب شده حاوي عكس و پيام تبريك نوروزي سال 91 سعيد مرتضوي است ... !


سعيد مرتضوي دادستان مخلوع تهران است كه پس از رسوايي جنايت كهريزك از سمت خود خلع و پرونده اي براي رسيدگي به عملكرد وي تشكيل شد.

در دي ماه ۸۸ هيات ويژه مجلس براي رسيدگي به وقايع بازداشتگاه كهريزك منتشر شد كه در آن سعيد مرتضوي صريحا متهم اصلي شناخته شده است. پس از عزل مرتضوي از دادستاني تهران و انتشار گزارش مجلس، احمدي نژاد او را به قوه مجريه برد و به رياست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز منصوب كرد... !


در اسفندماه گذشته شايعه انتصاب سعيد مرتضوي به رياست تامين اجتماعي منتشر شد. الياس نادران در آخرين جلسه مجلس در سال۹۰ اعلام كرد كه اگر در تعطيلات مجلس، سعيد مرتضوي به رياست تامين اجتماعي منصوب شود، وزير تعاون وكار استيضاح خواهد شد.

در روز شنبه ۲۷ اسفندماه۹۰ سعيد مرتضوي به عنوان رياست تامين اجتماعي منصوب و توسط شيخ الاسلامي وزير تعاون، كار و امور اجتماعي معارفه شد.

...

از همه قشنگ تر میدونی چیه ؟ میگن آقای رئیس جمهور فرمودند :

اگر وزیر رفاه و کار و تامین اجتماعی استیضاح شود ، جناب سعید مرتضوی سرپرست وزارت خانه فوق شده و از لج ارتقاء سمت خواهد گرفت !

مملکته داریم ؟ 

چقدر دوست دارم مجلس یه بار دیگه هیچ کاری نتونه بکنه !!! و متمسخر بشه ... !

...

...

...

مجلس در راس امور است . امام خمینی (ره)

جلسه استیضاح وزیر اقتصاد یادتونه ؟

جلسه طرح سئوال از رئیس جمهور چطور ؟

یاد ایامی

یاد ایامی

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم !!!

هه هه ... یاه یاه یاه  ... واه واه واه 

مجلس یعنی این ... !

در راس امور !!!

اول شوخی شوخی گفتند در راس امور نیست ها !

ولی هیچکس باورش نشد الا دکتر علی مطهری !

اونقدر کشش دادند تا دیگه طرح سئوال بی مزه بی مزه شد

بعدش هم دائی محمود اومد مجلس ولی بدون دائی اسفندیار !

اما  نمایندگان یک ملت به تمسخر گرفته شدند و دائی محمود رفت !

فعلا خداحافظ تا یه تمسخر دیگه ...

خورشید لا لا

مهتاب لا  لا !!!

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 1:56 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
مسمار که رفت. مادر که افتاد.

در که شکست. ناله که آسمان رفت. محسن که افتاد. غلاف که شکست.

 
رعد و برق که زد. گوشواره که افتاد.
 

چادر که خاکی شد.

ریسمان که گره خورد.

خورشید که رفت. آسمان که تاریک شد. ماه که گرفت.

ستاره ها که ترسیدند...

و...

خودش را به مسجد رساند.

 وقتی رسید،

 فاتح خیبر بیرون می آمد و سرش پایین بود.

 نه شکوه ای،

نه گلایه ای،

نه مسمار و نه فدکی،

 نه بازو و نه پهلو و نه گوشواره و نه حرفی از سیلی.

 لب گشود:

 «رُوحِى، لِرُوحِكَ الفَداء و نَفسِى لِنَفسِكَ الوَقاء یا اباالحسن!

 إن كُنتَ فِى خَیرٍ كُنتُ مَعكَ و إن كُنتَ فِى شَرٍّ كَنتُ مَعكَ».

 «على جان،

جانم فداى جان تو،

 و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو،

یا اباالحسن!

همواره با تو خواهم بود،

اگر تو در خیر و نیكى بسر مى برى با تو خواهم زیست

 و یا اگر در سختى و بلاها گرفتار شدى،
باز هم با تو خواهم بود.»



السلام علی بزعه خیرالورا

یا بنت رسول الله (ص)

یافاطمه الزهرا (س) اغیثینی

ایام سوگواری و شهادت مادر تسلیت باد

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 1:55 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

می سوزم از یاد یارانی که دیگر نیستند ، یعنی نباید باشند ! چون تحمل این ایام و این انسانها را نمیتوانستند داشته باشند ...

دوست عزیز جناب آقای رجائی مطلبی را از یکی از در وب سایت شان منعکس کرده بودند که همانند قلم شیوای خودشان به دلم نشست و عینا تقدیم می کنم .

.

.

.

سال 1391 هم رسید ، آن هم در حالی که نه از اشغال غرب سرزمین پرگهر توسط ارتش بین النهرین خبری هست ، نه از آژیر قرمزهایی که روزگارمان را سیاه کند و نه از صدای بمب و موشک و بوی باروت و خون... خدایا شکرت!

اما چه بد مردمانی باشیم ما اگر فراموش کنیم که اگر امروز با خیال راحت ، دور هفت سین هایمان می نشینیم و رقص ماهی در تنگ آب را تماشا می کنیم و زیر لب "یا مقلب القلوب" می خوانیم ، اگر با خنده و اشتیاق ، زنگ خانه همسایه و فامیل را می زنیم که "آمده ایم عید دیدنی" ، اگر باربند ماشین هایمان را پر می کنیم از اسباب و وسایل سفر و صدای پخش ماشین مان را بلند کرده ایم گاز می دهیم و اگر بلیط به دست راهی فرودگاهیم تا در نقطه ای از دنیا ، چند روزی را خوش باشیم ،همه و همه رهین مردانی هستیم که آنها هم می توانستند در نوروز 91 در میان ما باشند و عیدی بدهند و عیدی بگیرند ، اما در این لحظه که ما هوای تازه بهاری را تنفس می کنیم ، در سینه قبرستان ها خوابیده اند و آرام آرام به بخشی از خاک وطن تبدیل می شوند.:

حمید ؛ امدادگری که برای نجات همرزمش از سنگر بیرون آمد ، زخم او را بست و پیشانی خودش میزبان گلوله ای آتشین شد..


محمد ؛ آنقدر در والفجر 8 آرپی جی زده بود که از هر دو گوشش ، همین طور خون شره می کرد..

اسماعیل ؛ غیرتش قبول نکرد که صبح به صبح کرکره مغازه خواربار فروشی اش را بالا بکشد و از پشت شیشه ، تشییع جنازه شهدای محلش را تماشا کند..

بهرام ؛ وقت خواستگاری شرط کرد که تا پایان جنگ – هر چند سال که طول بکشد – پای دین و میهنش خواهد ایستاد.جنازه اش را درست در روز پایان جنگ آوردند..

امین ؛ فقط توانست عکس دوقلوهای زیبایی که خدا به او داده بود را ببیند. دو روز قبل از آن که به مرخصی برود و کودکانش را در آغوش بکشد ، ترکش توپ ، گردنش را زد..

سید محسن ؛ در شب عملیات ، داوطلب شد تا از روی میدان مین رد شود و راه را باز کند.خودش تکه تکه شد..

علیرضا ؛ 20 سال بعد از این که رفت ، مقداری استخوان تحویل مادر پیرش دادند: این علیرضای توست.!

صادق ؛ برای این که گروه از معبر بگذرد ، به تپه ای در جهت مخالف رفت و شروع کرد به تیراندازی کردن تا حواس عراقی ها را به سمت خود جلب کند...گروه گذشت ولی هنوز از صادق خبری نیست که نیست..

بهروز ؛ دیده بانی که در جزایر مجنون ، در محاصره بمب های شیمیایی قرار گرفت ؛ جنازه اش انقدر تاول زده بود که به سختی می شد فهمید این همان بهروز خوش خنده ای است که همیشه خدا کلی لطیفه برای تعریف کردن داشت..

عبدالله ؛ عراقی ها برای زهر چشم گرفتن از بقیه اسرا ، او را سینه خاکریز گذاشتند و 10 نفر ، هرکدامشان یک خشاب کلاش به بدن زخمی اش خالی کردند. بچه هایش فقط تصویری مبهم از پدر در ذهنشان مانده است..

مهدی ؛ روی قایق بود که زدند ؛ خودش و قایقش را آب به سوی خلیج فارس برد و هیچ کس هرگز ندیدش..

رسول ؛ همسرش سال هاست که بر سر قبری که می داند شویش در آن نیست فاتحه می خواند و به چشمانی که در قاب عکس بالای مزار به چشمانش زل زده اند ، نگاه می کند و عاشقانه اشک می ریزد..

و دهها و صدها هزار حمید و محمد و اسماعیل و بهرام و امین و سید محسن و علیرضا و صادق و بهروز و عبدالله و مهدی و رسول و ... به زیر خاک رفتند یا در آسایشگاه های جانبازان ، به سختی روزگار می گذرانند تا در 1391 خورشیدی و سال های قبل و بعد آن ، وقتی سر سفره هفت سین نشستیم ، تنها منتظر صدای توپ تحویل سال باشیم نه دل نگران بمب هایی که خود و هفت سین مان را زیر و زبر کنند..

ما ایرانیان ، این صاحبان و ساکنان و مردمان مرز پرگهر ، حتماً به آن اندازه شرافت و شیدایی داریم که مهربان ترین هموطنان مان را که هنوز با نگرانی نگاه مان می کنند فراموش نکنیم.

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 1:55 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]

424255_263590927052896_100002059710711_642154_2022122880_n.jpg

این عکس زیبا را برای کسانی گذاشتم

که بنا دارند در انتخابات شرکت نکنند !

اگر طاقت دیدن این عکس را داری شرکت نکن

من حرفی ندارم ...

خودت هستی و دلت !

میدونم گله هایی داری

میدونم ...


[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 19:26 ] [ غلامرضانجفی سولاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام عزیزان
خیلی از دوستان سراغ شما رو از من می گیرند و اطلاعاتی در مورد موفقیت ها و پیشرفتهاتون می خواستند فرصت رو مغتنم شمرده از شما استدعا میکنم حتما سری بزنید و اگه وبلاگ یا ایمیل و آدرس و تلفنی دارید برای همدیگه بنویسید .
مشتاقانه منتظریم